«تاریخ نوین سینمای مستند» نوشته بتسی ا. مک لین، چهارشنبه 25 آذر در سینما فلسطین رونمایی می‌شود.

به گزارش ایبنا، به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، کتاب «تاریخ نوین سینمای مستند» از ساعت 17 و 45 دقیقه فردا چهارشنبه 25 آذر 1394، با حضور و سخنرانی همایون امامی، علیرضا قاسم‌خان و مازیار اسلامی در سالن شماره 3 سینما فلسطین برگزار می‌شود.

«تاریخ نوین سینمای مستند» نوشته بتسی ای مک لین و ترجمه گروه مترجمان به سرپرستی مازیار اسلامی با شمارگان هزار و 200 نسخه، 380 صفحه و بهای 20 هزار تومان از سوی نشر رونق و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

محمدجواد مظفریان، امیربهادر مشهدی، سارا عسکریان، مهدیس محمدی، نوید پورمحمدرضا و شیرین اردیبهشتی، گروه مترجمان این کتاب هستند.

«تاریخ نوین سینمای مستند» به مناسبت نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران (سینماحقیقت) منتشر شده است.

نهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت از 22 آذر در سینما فلسطین آغاز به کار کرد. این جشنواره تا 28 آذر (1394) در دو سینمای فلسطین و سپیده برپاست.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...