به گزارش خبرنگار ایلنا، «مبارزه برای حزبی پرولتری» [The struggle for a proletarian party] نوشته جیمز پی کانن [James P. Cannon] با مقدمه جورج نوواک و ترجمه حامد شمس از سوی نشر طلایه پرسو روانه بازار کتاب شد.

مبارزه برای حزبی پرولتری» [The struggle for a proletarian party] نوشته جیمز پی کانن [James P. Cannon]

در آستانه جنگ جهانی دوم، دولت ایالات متحده فشارهایش را علیه شهروندان، اقشار جامعه و سازمان‌هایی که مخالف جنگ بودند تشدید کرد تا مقاومت‌ها علیه ورودش به جنگ را از سر راهش بردارد. این فشارها بر احزاب سیاسی و تشکلات کارگران اثر گذاشت.

نویسنده در این کتاب، مراحل مبارزه سیاسی پیروزمند در حزب کارگران سوسیالیست را جهت مقابله با فشارهای فزاینده امپریالیستی تشریح می‌کند.

جیمز بی کانن از رهبران بنیان‌گذار حزب کمونیست در ایالت متحده و سال ۱۹۲۲ عضو کمیته اجرائی بین‌الملل کمونیست بود. او تا سال ۱۹۵۳ به عنوان دبیر سراسری حزب کارگران سوسیالیست انجام وظیفه کرد و تا زمان فوتش در سال ۱۹۷۴ صدر سراسری حزب بود.

«مبارزه برای حزبی پرولتری» در ۲۰۸ صفحه و با قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...