کتاب «برای این لحظه متشکرم» شامل خاطرات والری تریرویلر بانوی سابق اول فرانسه، با ترجمه ابوالفضل الله‌دادی توسط انتشارات به‌نگار به چاپ هفتم رسید.

به گزارش مهر، ترجمه این کتاب پاییز سال ۹۳ چاپ شد و تا پاییز سال ۹۴ به چاپ چهارم رسید. چاپ ششم‌اش نیز پائیز ۹۶ منتشر و عرضه شد. نویسنده در این کتاب به زندگی‌اش با رئیس‌جمهور فرانسه پرداخته که ۹ سال به طول انجامید. او به‌ویژه رابطه پنهانی اولاند و ژولی گیه بازیگر فرانسوی را در کتابش مطرح کرده است.

«برای این لحظه متشکرم» کتابی درباره سرگذشت زنی است که وقتی به عنوان بانوی اول فرانسه پایش را به کاخ الیزه گذاشت، حرف و حدیث‌های زیادی به دنبالش بود. کاخ نیز برایش شادی و آرامش به دنبال نداشت. او در این کتاب توضیح می‌دهد که چطور رسیدن فرانسوا اولاند به مقام ریاست‌جمهوری، آن‌ها را از هم دورتر و دورتر کرد. این کتاب به محض انتشار در فرانسه و در همان روز اول سر و صدای زیادی به پا کرد و رکورد فروش‌اش خیلی‌ها را شگفت‌زده و فرانسوا اولاند را رنجیده خاطر کرد. تریرویلر با نثری ساده و با حافظه‌ای خوب تمام لحظاتی را که پیش از رسیدن اولاند به ریاست‌جمهوری و بعد از آن با هم داشته‌اند شرح می‌دهد.

والری تریرویلر دومین زنی بود که وارد زندگی فرانسوا اولاند رئیس جمهور وقت فرانسه شد. اما پس از علنی شدن رسوایی اخلاقی اولاند و افشای رابطه اش با ژولی گیه، دچار افسردگی شده و با نوشتن کتاب «برای این لحظه متشکرم» از ابتدای آشنایی و رابطه خود با اولاند را تا انتهای این رابطه روایت کرد. هنگامی که اولاند به عنوان فعال سیاسی به نقاط مختلف فرانسه سفر می کرده، تریرویلر به عنوان خبرنگار سیاسی با او سفر می کرده و همین سفرها موجب شکل گیری رابطه عاطفی بین این نفر می شود. در نهایت وقتی اولاند رئیس جمهور شده و به کاخ الیزه راه پیدا می کند، والری تریرویلر به عنوان بانوی اول با او همراه می شود.

والری تریرویلر بعد از رسوایی اولاند و خیانش به او، چند روز در بیمارستان بستری شد و سپس با آرامش و خونسردی از کاخ الیزه خداحافظی کرد. اما او بعد از چند سال برگشته تا پرده رسوایی فرانسوا اولاند را بیشتر بالا بزند. این کتاب در دو روز ابتدایی توزیعش در بازار نشر فرانسه ۲۰۰ هزار نسخه فروخت.

ترجمه فارسی این‌کتاب به‌تازگی با چاپ هفتم در بازار نشر عرضه شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...