کتاب «مسئله شرق» [The Eastern Question] با عنوان فرعی «قدرت‌های بزرگ و فروپاشی امپراتوری عثمانی 1774-1923» تالیف ای. ال. مک‌فی [Alexander Macfie] و ترجمه زهره هدایتی بیدهندی از سوی نشر نی منتشر شد.

مسئله شرق» [The Eastern Question]   ای. ال. مک‌فی [Alexander Macfie]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب از شکست عثمانی در نبرد با روسیه (۱۷۷۴-۱۷۶۸) تا ناکامی در جنگ جهانی اول که نهایتاً به فروپاشی امپراتوری عثمانی، انعقاد عهدنامه لوزان (۱۹۲۳) و تاسیس جمهوری ترکیه را در برمی‌گیرد.

مسئله شرق همواره در کانون روابط این امپراتوری با قدرت‌های بزرگ اروپایی و همچنین اقوام و ملت‌هایی قرار داشت که برای دستیابی به استقلال سر به شورش برمی‌داشتند. هر گوشه از سرزمین‌های تحت سلطه امپراتوری عثمانی که قدم در راه جداسری برمی‌داشت، در پی آن قدرت‌های بزرگ اروپایی از این آب گل‌آلود ماهی می‌گرفتند و توان نظامی و سیاسی خود را وسیله گسترش دامنه نفوذ قرار می‌دادند. در تمام وقایعی نظیر ظهور جنبش استقلال یونان، شورش محمدعلی در مصر، جنگ کریمه و قیام اسلاوها در بالکان، عثمانی همواره تا آستانه سقوط پیش می‌رفت و تنها با اتکا به مداخله قدرت‌هایی کمر راست می‌کرد که در رقابت با یکدیگر و برای حفظ توازن قوا بقای حیات «باب عالی» را مرجح می‌دانستند. با این حال، ائتلاف عثمانی با قدرت‌های مرکزی در جریان جنگ جهانی اول اشتباه محاسبه‌ای بود که ختم کار را رقم زد و به عمر «پیرمرد بیمار اروپا» خاتمه داد.

مجموعه «کارگاه تاریخ» به‌پشتوانه تحلیل‌های دقیق و اسناد معتبر، پرتوی تازه بر رویدادهای مهم و مناقشه‌برانگیز جهان، از اوایل عصر مدرن تا امروز، می‌اندازد. این کتاب‌ها بیش از پنج دهه منبع اساسی دانشجویان و پژوهندگان تاریخ بوده است که اینک به‌تدریج در اختیار خوانندگان فارسی‌زبان قرار می‌گیرد.

کتاب «مسئله شرق» با ترجمه زهره هدایتی بیدهندی در 225 صفحه از سوی نشر نی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...