«تاریخ جهان» [The world since 1945 : a history of international relations] نوشته وِین سی. مک ویلیامز [Wayne C McWilliams] و هری پیوتروفسکی [Harry Piotrowski] با ترجمه فاطمه شاداب توسط انتشارات ققنوس منتشر شد.

تاریخ جهان» [The world since 1945 : a history of international relations]  وِین سی. مک ویلیامز [Wayne C McWilliams] و هری پیوتروفسکی [Harry Piotrowski]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم‌، کتاب «تاریخ جهان»، وقایع جهان را تا اوایل سال 2014 پی می‌‎گیرد. در این 70 سال جهان با چالش‌هایی روبه‌رو شده است که پیش از این وجود نداشتند. شاید بتوان گفت بارزترین تغییر سه دهه گذشته، سرعت یافتن روند جهانی شدن اقتصاد باشد؛ روندی که باعث شده روابط اقتصادی بین کشورها رونق اقتصادی به همراه آورد، به ویژه چین و هند از این روند بهره‌مند شدند. اما جهانی شدن مشکلات خاص خودش را داشت؛ در همین دوران شاهد بحران‌های اقتصادی و رکود جهانی که از سال 2007 آغاز شد، نرخ بالای بیکاری، و توزیع نامتناسب ثروت بودیم.

تاریخ، به‌ویژه تاریخ سیاسی معاصر، فقط گردآوری واقعیت‌های گذشته نیست، بلکه با اندیشه‌های متناقض زنده و پویاست. این کتاب سعی دارد خوانندگان را برای مقابله با این تناقض‌ها، اندیشه‌ها و دیدگاه‌های گوناگون طرح‌ریزی کند.

انتشارات ققنوس این کتاب را در 736 صفحه به قیمت 250 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...