به گزارش کتاب‌نیوز، کتاب مهر ولایت در آسمان ایران، بررسی جامعی از ابعاد شخصیتی ولی‌نعمت مهربان و عالم آل‌محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله، حضرت علی‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام است.

در این کتاب شخصیت گران‌قدر آن حضرت، از ولادت تا شهادت به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است: عبادات، سخنان، اخلاق کریمه، عرفان و عبادت و میراث جاویدان آن حضرت از جمله این بحث‌هاست. این کتاب از فصل‌های «تولد و تبار حضرت رضا علیه‌السلام، عرفان و عبادت حضرت رضا علیه‌السلام، اخلاق کریمه حضرت رضا علیه‌السلام، میراث جاودان حضرت رضا علیه‌السلام، توسل به حضرت رضا علیه السلام و کرامات حضرت رضا علیه‌السلام» جمع‌آوری شده است.

در این کتاب در رابطه با اخلاق کریمه امام رضا علیه‌السلام ضمن بیان حدیثی از ابراهیم‌بن عباس که با آن حضرت معاصر بوده چهارده برجستگی از اخلاق حضرت بیان شده که به چند نمونه اکتفا می‌شود:

«هرگز ندیدم کسی را با سخن خود آزرده کند و برنجاند، هرگز پای خود را در جلو کسی که با وی نشسته بود دراز نمی‌کرد. هرگز ندیدم به احدی از بردگان و غلامان خود بدگویی کند، خنده آن حضرت به صورت تبسم بود و آن حضرت بسیار احسان می‌کرد و پنهانی صدقه می‌داد».

از دیگر فصول این کتاب «خطوط انحرافی عقیدتی در عصر امام رضا علیه السلام، سفر حضرت رضا علیه‌السلام به ایران، جریان ولایت‌عهدی حضرت رضا علیه‌السلام، شهادت حضرت رضا علیه‌السلام و زیارت حضرت رضا علیه‌السلام» است.

در مورد اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام در این کتاب می‌خوانیم: «پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم فرمودند: «ستدفن بضعة منی بخراسان ما زارها مکروب الا فرج الله کربته و لا مذنب الا غفر الله له ذنوبه»، به زودی پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد. هیچ گرفتاری او را زیارت نمی‌کند مگر اینکه خداوند گرفتاری‌اش را برطرف می‌کند و هیچ گناه‌کاری او را زیارت نمی‌کند مگر اینکه خداوند او را می‌آمرزد».

گفتنی است، کتاب مهر ولایت در آسمان ایران (نگرشی بر زندگانی و ابعاد شخصیت امام رضا علیه‌السلام تألیف آیت‌الله کریمی جهرمی در 244 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و به قیمت 11000 تومان از سوی انتشارات بوستان کتاب به بازار نشر ارائه شده است.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...