کتاب «آینده قدرت» [The future of power] نوشته جوزف.اس نای [Joseph Nye] سعی دارد ساختار شبکه وار قدرت در صحنه سیاسی جهان پیش رو را ترسیم کند.

آینده قدرت [The future of power]  جوزف.اس نای [Joseph Nye]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا،‌ این کتاب توسط محمد حیدری و آرش فرزاد ترجمه و محمود سریع‌القلم نیز مقدمه‌ای بر آن نوشته است.

این کتاب در دسته‌بندی، علوم اجتماعی و سیاسی قرار می‌گیرد و در قالب ۴۲۰ صفحه و در قطع رقعی با قیمت ۶۰ هزار تومان روانه بازار شده است.

کتاب «آینده قدرت» در سه بخش ازجمله انواع قدرت، جابه‌جایی‌های قدرت: پراکندگی و انتقال‌ و فصل سیاست نوشته شده و به موضوعاتی ازجمله قدرت نظامی، اقتصادی و قدرت نرم، پراکندگی قدرت سایبری و انتقال قدرت و همچنین قدرت هوشمند می‌پردازد.

در توضیحات پشت جلد کتاب آمده است:

در جهان امروز ماهیت و کارکرد قدرت در حال تغییر است. اکنون وقتی از کشورهای قدرتمند صحبت می‌شود باید متوجه مسائلی فراتر از قوای نظامی باشیم. در قرن بیست و یکم قدرت‌های برتر جهان با چالش‌های بزرگی روبرو شده‌اند چراکه موازنه قدرت نیز دچار دگرگونی شده است. از یکسو کشورهای بیشتری در حال صعود از پله قدرت هستند و از سوی دیگر بازی قدرت دیگر در انحصار دولت‌ها نیست فعالان جهان مجازی موسسات اقتصادی فراملی و کنشگران غیر دولتی روز به روز بر ازدحام صحنه سیاست می‌افزایند. در چنین جهانی منابع تولید قدرت چه هستند و چگونه می‌توان آنها را به نتایج مطلوب تبدیل کرد؟ جوزف نای استاد علم سیاست در دانشگاه هاروارد و از نظریه‌پردازان بنام در جهان در این کتاب می‌کوشد تا با پرورش دئر حوضه‌های گوناگون از امور نظامی گرفته تا اقتصاد و فضای مجازی تحلیلی همه جانبه از ساختار شبکه وار قدرت در صحنه سیاسی جهان پیش رو ترسیم کند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...