دومین چاپ «زبدةالتواریخ» اثر ملا کمال منجم، تاریخنگار عصر صفوی منتشر شد. این کتاب روایت ایدئولوژیک تاریخ از هبوط حضرت آدم تا سلسله صفویه است.

زبدةالتواریخ اثر ملا کمال منجم

به گزارش خبرنگار مهر، دومین چاپ «زبدةالتواریخ» کمال‌بن‌جلال منجم‌یزدی با تصحیح، مقدمه و تحقیق غلامرضا مهدوی راونجی، با شمارگان ۲۰۰ نسخه، ۳۷۶ صفحه و بهای ۴۶ هزار تومان منتشر شد. چاپ نخست این کتاب تابستان ۹۷ با شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۲۱ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

این کتاب را پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با همکاری قطب علمی مطالعات صفوی در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان منتشر کرده است. مقدمه این کتاب به قلم شعله آ. کوئین، استاد دانشگاه مرسد کالیفرنیاست.

«زبده‌التواریخ» تاریخ اسلام و ایران را از حضرت آدم (ع) تا دوران حکومت شاه سلیمان صفوی به شیوه سال‌شمار بررسی می‌کند. ویژگی‌های این کتاب شامل این موارد است: بازشناسی الگوی نظری معرفت و حکمت شیعی پنهان شده در متون تاریخی دوران حکمرانی صفویان و نیز کمک به انتقال روح مذهبی حاکم بر متون تاریخی این دوره.

به عبارتی ملأ کمال با رویکردی مذهبی با هم‌افزایی عناصر غالب در تفکر شیعه به ترسیم تاریخ خطی پرداخت و با بهره‌گیری از عناصر معرفتی دیگری همچون تأویل‌گرایی و گرته‌برداری از اندیشه‌های سیاسی اسلام و ایران، اساس حوادث را در چارچوب این الگو بیان کرد.

مصحح صرفاً به تصحیح کتاب اکتفا نکرده و دو بخش پژوهشی نیز به کتاب اضافه کرده است: نخستین بخش با عنوان «تاریخ نگاری صفوی: تاریخنگری ایدئولوژیک» به بررسی تحلیلی حاکمیت روح مذهب و سیاست و عقاید ایدئولوژیک پادشاهان صفوی در زمینه نگاه به تاریخ و تاریخنگاری اختصاص دارد.

«بررسی حیات سیاسی فرهنگی ملاکمال و خاندان منجّم یزدی» عنوان بخش دوم کتاب است که در آن به این مباحث پرداخته شده: «دربار و تنجیم: نگاهی گذرا به منزلت منجم در دربار صفوی»، «ملا جلال بزرگ خاندان منجم»، «ملا کمال: تداوم تنجیم درباری»، «تاریخنگاری خاندان منجم»، «شاخصه‌های تاریخنگری خاندان منجم یزدی»، «زبدةالتواریخ: منابع و تأثیر پذیری» و...

اما محتوای «زبدةالتواریخ» با روایت «هبوط آدم (ع) تا بعثت حضرت ادریس» آغاز می‌شود. پس از آن مطالب به ذکر انبیای الهی بویژه پیغمبران اولوالعزم و همچنین پادشاهان اعصار تا زمان حضرت نبی اکرم محمد مصطفی (ص) اختصاص پیدا می‌کند. ذکر تولد حضرت امیرالمومنین (ع) و حضرت صدیقه طاهره (س) و ائمه اثنی عشر (ع) از دیگر بخش‌های کتاب است. سلسله سلاطین و پادشاهان و خلفای وقت نیز به ترتیب تاریخی درج شده است. در نهایت تاریخنگار به سلسله صفویه و پادشاهان این عصر پرداخته است.

این کتاب همچنین به تصحیح رفعت خواجه یار نیز منتشر شده است. این تصحیح را انتشارات تمدن علمی بهار سال ۹۸ منتشر کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...