بخش نخست از جلد چهارم کتاب «اسلام ایرانی» که مجموعه چشم اندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی نوشته هانری کربن فیلسوف اسلام شناس فرانسوی است توسط نشر سوفیا تجدید چاپ شد.

اسلام ایرانی هانری کربن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بخش نخست از جلد چهارم کتاب اسلام ایرانی نوشته هانری کربن (شامل مکتب اصفهان و مکتب شیخیه) با تحقیق و ترجمه انشالله رحمتی تجدید چاپ شد.

این اثر بخشی از مجموعه چشم اندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی به قلم هانری کربن فیلسوف اسلام شناس فرانسوی است که در چهار جلد انتشار یافته است. انشاءالله رحمتی به مدت یک دهه به کار ترجمه این اثر مشغول بوده و آن از زبان فرانسوی به زبان فارسی ترجمه و نشر سوفیا کل این اثر را در پنج جلد منتشر کرده است.

مجموعه چشم اندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی هنوز به زبان هایی چون انگلیسی، آلمانی و عربی ترجمه نشده و فقط ترجمه جلد نخست آن به زبان عربی موجود است.

مترجم فارسی، متن کتاب را از زبان فرانسوی ترجمه کرده و برای آنکه هر چه بیشتر حق ترجمه چنین متنی ادا شود منابع نویسنده و متون کلاسیکی را که مبنای تالیف این اثر بوده اند بازخوانی کرده و کوشیده است به نوعی حال و هوای متن به خواننده، اصطلاحات، لحن نوشتار و لطایف سخن بزرگانی که موضوع بحث نویسنده اند حتی الامکان به خواننده منتقل شود.

ترجمه این اثر با پی نوشت متعدد و مفصل مترجم فارسی و پیشگفتار مبسوط وی بر مجلدات مختلف این اثر همراه است و این می تواند خواننده را برای فهم بهتر مقاصد کتاب یاری کند.

رحمتی مدت سه دهه به تدریس و تحقیق در زمینه کلام، فلسفه و حکمت اسلامی اشتغال و علاوه بر این با فلسفه غرب و الهیات مسیحی نیز آشنایی دست اول دارد و متون مختلفی را در این زمینه به فارسی ترجمه و تالیف کرده است که از آن جمله می توان به برخی از آثار ایمانوئل کانت و مارتین هایدگر اشاره کرد.

وی تا به حال یازده اثر از آثار اصلی کربن را به فارسی ترجمه کرده است و سال هاست که به طور خاص درسگفتارهای پیوسته ای را در زمینه کربن شناسی ایراد می کند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...