مجموعه سخنان آیت‌الله مصباح یزدی درباره موضوعات نهج‌البلاغه در کتابی با عنوان «بهترین و بدترین‌ها از دیدگاه نهج‌البلاغه» تا پایان امسال از سوی انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) روانه بازار نشر می‌شود.

به گزارش ایبنا؛ این اثر که دربر گیرنده کلام و عقاید امیرالمؤمنین(ع) درباره مسایل اخلاقی و اعتقادی است، با هدف ارایه پاره‌ای از معارف ناب و انسان‌ساز نهج‌البلاغه، در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

محمد روحانی مدیر تدوین و چاپ مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در این باره گفت: این نوشتار تنها موضوعات اخلاقی و اعتقادی نهج‌البلاغه را بررسی می‌کند و به مسایل سیاسی و اقتصادی آن نمی‌پردازد.

وی افزود: این نوشتار شامل 21 گفتار است که هریک از آنها شش تا هفت موضوع را بررسی می‌کند. انسان‌های خوب و بد از نظر امیر‌مومنان(ع) و ویژگی‌های آنان، بررسی مساله بدعت، عوامل دست‌یابی به اخلاص و ضرورت اهتمام به معارف حقیقی دین از موضوعاتی است که این اثر به آنها می‌پردازد.

از عناوین این گفتارها می‌توان به موضوعاتی نظیر «دوستان برگزیده خدا در مبارزه با نفس»، «جلوه حیات انسانی در مبارزه با نفس»، «دوستان هدایت یافته»، «عالم‌نمایان خودپرست در کلام امیرالمومنین»، «بدعت‌گروی» و «تفاوت بدعت با نوآوری و سنت» اشاره کرد.

کتاب « بهترین و بدترین‌ها از دیدگاه نهج‌البلاغه» تدوین‌ شده توسط کریم سبحانی در شمارگان 3000 نسخه، 304 صفحه و بهای 37000 ریال تا پایان اسفند وارد بازار نشر می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...