کتاب «شفا» یکی از آثار ارزشمند حکیم « ابن‌سینا» پزشک و فیلسوف ایرانی در حوزه فلسفه با قلم «جان مک گینز» به منظور آموزش برای دانشجویان گروه فلسفه دانشگاههای امریکا به زبان انگلیسی ترجمه شد.

به گزارش فارس به نقل از مورمون تایمز، این کتاب به ترجمه «جان مک گینز» از جمله آثار «ابوعلی سینا» است که برای دانشجویان دپارتمان فلسفه دانشگاه «بریگام»، «شیکاگو» ، «میزوری» و سایر دانشکده های فلسفه امریکا از میان اثار منتشر شده توسط فیلسوفان و حکیمان اسلامی و ایرانی ترجمه شده است.
کتاب «شفا» از جمله اثار ماندگار و ارزشمند «ابوعلی سینا» است که در میان کشورهای اسلامی و جهان عرب به خوبی شناخته شده است.
پروفسور «جان مک گینز» استادیار دپارتمان فلسفه دانشگاه میزوری سنت لوئیس در حقیقت بخش هایی از این کتاب را انتخاب کرده و به زبان انگلیسی ترجمه کرده است.
این کتاب با همکاری نشر دپارتمان فلسفه دانشگاه «بریگام» منتشر و با همکاری دپارتمان فلسفه دانشگاه «شیکاگو» توزیع شده است.

به گفته «مک گینز» مترجم و استاد کری فلسفه دانشگاه «میزوری»، او بخشی از این کتاب را در دو مجلد تحت عنوان «فیزیک» از کتاب «شفا» ترجمه کرده و در اختیار دانشجویان گروه فلسفه این دانشگاه قرار داده است.
پیش از این دپارتمان فلسفه دانشگاه بریگام در سال 2005 بخشی از کتاب «شفا» اثر «بوعلی سینا» را تحت عنوان « متافیرک در شفا» به زبان انگلیسی ترجمه و در اختیار دانشجویان و علاقمندان به فلسفه قرار داده است.
به اعتقاد «مورگان داویس» مدیر گروه فلسفه این دانشگاه، انتشار ترجمه هایی از کتاب «شفا» اثر قدرتمند «ابوعلی سینا» در حوزه متافیزیک دانسته های زیادی را به دانشجویان رشته فلسفه اضافه خواهد کرد.

به اعتقاد وی این کتاب در حوزه متافیزیک و حواشی مربوط به آن در علم ماوراءالطبیعه بسیار قدرتمند و دقیق مخاطب را با این حوزه ها آشنا می کند و برای بسیاری از پرسش های بدون پاسخ دانشجویان راه حلی ارائه می کند.
پیش از این نشر دانشگاه «بریگام» شانزده اثر در حوزه فلسفه اسلامی و شرقی را منتشر کرده است که انتشار ترجمه بخشی از کتاب «شفا» اثر «بوعلی سینا» یکی از مهمترین آنها محسوب می شود.
حکیم «ابو علی حسین بن عبدالله بن سینا» معروف به «ابوعلی سینا» یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین پزشکان، فیلسوفان و دانشمندان ایرانی اسلامی است که تا به امروز بالغ بر 450 اثر از او در حوزه های مختلف پزشکی، طب سنتی و ایرانی و فلسفه منتشر شده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...