این مجموعه دامنه پژوهش‌های صلح را از حیطه کلاسیک (قدمائی) این رشته فراتر برده و با تعمیم فضیلت‌های عفو و دوستی از حوزه روابط خصوصی به روابط عمومی، اجتماعی و بین‌المللی، معنی شناسی و نهاد شناسی صلح را بطور اساسی در سه زمینه اخلاق جنگ، اخلاق عفو و اخلاق دوستی توسعه می‌دهد.

«نوبت صلح و عنایت» [Sin, forgiveness, and reconciliation : Christian and Muslim perspectives]  لوسیندا موشر و دیوید مارشال [Lucinda Mosher & David Marshall]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «نوبت صلح و عنایت» [Sin, forgiveness, and reconciliation : Christian and Muslim perspectives] اثر لوسیندا موشر و دیوید مارشال [Lucinda Mosher & David Marshall] به کوشش محمدجعفر امیرمحلاتی از سوی نشر نگاه منتشر شده است.

سلسله کتاب‌های «ساحت صلح» با تکیه به فرهنگ مهرپایه ایرانی و شیعی و رویکردی علمی، روشمند و تطبیقی، صلح شناسی را بطور جدی وارد جرگه نشر می‌کند. این مجموعه دامنه پژوهش‌های صلح را از حیطه کلاسیک (قد مائی) این رشته فراتر برده و با تعمیم فضیلت‌های عفو و دوستی از حوزه روابط خصوصی به روابط عمومی، اجتماعی و بین‌المللی، معنی شناسی و نهاد شناسی صلح را بطور اساسی در سه زمینه اخلاق جنگ، اخلاق عفو و اخلاق دوستی توسعه می‌دهد.

ساختار کتاب حاضر بدین ترتیب است: بخش اول، با عنوان «نگاه کلی» متن کامل سخنرانی‌های مراسم افتتاحیه است که شامل چند مقاله می‌شود: مقاله نخست با عنوان «گناه، بخشایش و آشتی: چشم انداز مسیحی» از ولی - ماتی کارکاینن است. وی در این مقاله مفهوم گناه و هبوط در سنت مسیحی، تقابل تفاسیر ارتودکسی با تفاسیر کاتولیک، انگلیکان و پروتستان را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد و بر ارتباط خاص و ممتاز میان بخشایش با آشتی در الهيات كفارهای تأكید می‌کند. وی سپس ارتباط میان برداشت مسیحی از بخشایش الهی در مورد انسان‌ها و بخشایش میان افراد در جوامع انسانی را شرح می‌دهد. این بحث وی، به بحث دیگری می‌انجامد تا ارتباط میان برداشت‌های کلامی از بخشایش و آشتی و کار دشوار ایجاد صلح و حل منازعات را مورد بررسی قرار دهد.

جاناتان ای. سی. براون (Jonathan) Brown از دانشگاه جرج تاون، گزارش‌های رایج در زمينه گناه انسانی، بخشایش الهی و آشتی انسان‌ها در اسلام را مبنای ارائه دیدگاه خود قرار می‌دهد. براون توضیح می‌دهد که این اصطلاحات، هم به صورت عمودی و هم به صورت افقی، باهم در ارتباط هستند. بدین ترتیب، او ابتدا برداشت اسلامی از گناه انسان در برابر خداوند و گناه انسان نسبت به همنوعان خود و سپس بخشایش خداوند نسبت به انسانها و گذشت انسانها نسبت به یکدیگر را به عنوان بازتابی از لطف و رحمت خداوند، مورد بررسی قرار می‌دهد.

بخش دوم، سوم و چهارم هرکدام شامل دو مقاله درباره یکی از مفاهیم اصلی مشخص شده در همایش است. در خلال این همایش، سخنرانان به معرفی فرازهایی از متون مقدس می‌پرداختند تا در باقیمانده آن روز همایش، در گروه‌های کوچک از اندیشمندان، به بحث گذاشته شود. این متون، به طور کامل، به دنبال مقالات آنان ارائه شده است. بخش دوم با عنوان «گناه» با مقاله کریستوف شوابل و ایمان شابانا آغاز می‌شود. در مقاله «تغییر وضعیت: فهم گناه در ارتباط با خداوند بخشنده»، شوابل این گونه استدلال می‌کند که پژوهش‌های الهیات مسیحی درباره گناه بر پایه نظام نمادین و رمزی راجع به ایمان مسیحی است؛ یعنی بر پایه شواهد انجیلی که در سنت‌های اعتقادی دستور داده شده و به صورت اعمال عبادی انجام می‌پذیرد. او به بررسی شیوه‌های انجیلی برای تعریف گناه و توصیف رهایی از گناه می‌پردازد.

شابانا در مقاله «مفهوم گناه در قرآن با توجه به داستان آدم واژگان قرآنی مرتبط با گناه را توضیح می‌دهد و روایت ماهرانه قرآن درباره گناه را مطرح می‌کند و داستان آدم را در کتب تفسیر با استفاده از تفسیر طبری و تفسیر رازی به عنوان نمونه‌هایی از تفسیر روایی و تفسیر کلامی و تفسیر المنار از محمد عبده و رشيد رضا به عنوان نمونه‌ای از تفاسیر قرآنی معاصر در اوایل قرن بیستم بررسی می‌کند. سپس نقش روایت قرآن از آدم را در مباحث مربوط به موضوعاتی نظیر ماهیت ابلیس و ارتباط او با فرشتگان، جایگاه پیامبران (علیهم السلام) در برابر فرشتگان، عصمت پیامبران، اختیار انسان و سرنوشت، وضعیت گناهکاران و تأثیر گناه بر ایمان را شرح می دهد. بخش سوم، با عنوان «بخشایش» حاوی مقاله «بخشایش و رستگاری در برداشت مسیحی» نوشته سوزان ایستمن و مقاله «عفو الهی در متون مقدس و اندیشه ی اسلامی» نوشته محمد حسن خليله است.

در بخش چهارم با عنوان «آشتی» مقالات فیلیپ شلدریک و اسما افسرالدین دیدگاه‌های مسیحیت درباره آشتی میان مردم و دیدگاه‌های اسلامی درباره آشتی و ایجاد اصلاح در قرآن را مطرح می‌کنند. شلدریک با توجه به وضعیت دوران معاصر مبنی بر تکثرگرایی اساسی و غالبا خشونت‌آمیز که باعث انشقاق فرهنگ جهانی شده. فراگیری تنوع، غیریت و ازخودبیگانگی را مهمترین مسائل چالش برانگیز معنوی می‌داند.

در نتیجه‌گیری این کتاب در بخش پنجم با عنوان «بازتاب و مقاله‌ای با عنوان «مذاکرات در ویرجینیا» ارانه می‌شود که در آن لوسیندا موشر (Lucinda Mosher) استادیار دانشگاه و مدیر همایش پل‌های ارتباطی برداشت‌ها و دیدگاه‌های کاملی از اجلاس عمومی سال ۲۰۱۴ م. و گزارشی از مطالب مطرح شده در کارگروه‌ها را ارائه می‌دهد.

کتاب «نوبت صلح و عنایت» اثر لوسیندا موشر و دیوید مارشال به کوشش محمدجعفر امیرمحلاتی، در 246 صفحه و با قیمت 59000 تومان از سوی نشر نگاه معاصر روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...