کتاب «قواعد روش جامعه شناختی» [The Rules of Sociological Method (Les Règles de la méthode sociologique)] نوشته امیل دورکم [Émile Durkheim] با ترجمه گلنار نوری علمی توسط نشر باریستان منتشر و روانه بازار نشر شد.

قواعد روش جامعه شناختی» [The Rules of Sociological Method (Les Règles de la méthode sociologique)] نوشته امیل دورکم [Émile Durkheim]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب در سال ۱۸۹۵ توسط امیل دورکم تألیف شده است و یکی از متون بنیادی جامعه شناسی و در زمره مهمترین تلاش‌های نظری برای تثبیت جامعه شناسی به عنوان یک رشته علمی مستقل بوده است. تعریف موضوع این علم شیوه تشخیص واقعیت اجتماعی، تمییز واقعیت‌های بهنجار و نابهنجار و تبیین آنها از مهمترین اهداف دورکم در تألیف این کتاب بوده و او در این قاثر برای نخستین بار روش تحقیقی خاص جامعه شناسی را مطرح کرد.

این اثر را می‌توان اساس روش شناسی دورکم در دیگر نظریه‌هایش دانست؛ نظریه‌هایی که تاثیرشان بر دیگر شاخه‌های علوم اجتماعی و انسانی، مانند جرم شناسی، انسان شناسی، ساختارگرا، جامغه شناسی تعارض، نشانه شناسی اجتماعی، زبان شناسی و مطالعات فرهنگی نیز چشمگیر بوده و در چند دهه اخیر مورد توجه بیش‌تری قرار گرفته‌اند.

در فصل چهارم این کتاب باعنوان قواعد تشکیل انواع اجتماع می‌خوانیم:

«از آنجا که یک واقعیت اجتماعی را جز نسبت به یک نوع اجتماع معین نمی‌توان بهنجار یا نا بهنجار نامید آنچه پیش تر آمد تلویحاً به این معناست که شاخه‌ای از جامعه شناسی باید به تشکیل و طبقه بندی این انواع اختصاص یابد.

به علاوه، مفهوم نوع اجتماعی این امتیاز بسیار بزرگ را دارد که میان دو دیدگاه متضاد درباره حیات جمعی، یعنی تسمیه گرایی مورخان و واقع گرایی افراطی فلاسفه که مدت‌های مدید موجب انشقاق فکری بوده است حد وسطی ایجاد می‌کند جوامع از دید مورخان از چنان فردیت‌های نامتجانسی تشکیل شده‌اند که قابل مقایسه با یکدیگر نیستند هرجامعه ای ظاهر، ساخت، حقوق، اخلاقیات و سازمان اقتصادی خاصی دارد که تنها مناسب آن است و قاب تعمیم نیست.

در عوض به نظر فلاسفه تمام گروه بندی‌های خاصی که قبیله، شهر، یا ملت می‌نامیم عاری از حقیقت و ترکیبات ممکن خاص و موقت اند؛ حقیقتی جز بشریت وجود ندارد و تمام تحولات اجتماعی از صفات عام طبع بشر سرچشمه می‌گیرند از این رو تاریخ در نظر دسته اول صرفاً زنجیره‌ای از رویدادهای بی تکرار و پیاپی است، و در نظر دسته دوم، تنها ارزش و منفعت این رویدادها آشکار ساختن قوانین کلی است که در سرشت انسان حک شده و بر پیشرفت تاریخی حاکمند.»

این‌کتاب با ۱۸۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

[پیش از این این کتاب دو بار با عنوان «قواعد روش جامعه‌شناسی» ترجمه شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...