انتشارات دانشگاه تهران کتاب «فنون اقناع در رسانه» را به بازار نشر آورد.

فنون اقناع در رسانه سیدمهدی شریفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، سیدمهدی شریفی در پیشگفتار کتاب تصریح کرده است: ارتباط بین افراد و گروه‌های اجتماعی اگر از رهگذر اقناع و رضایت و بدون فریب با دستیابی به عمق ذهن و دل انسان‌ها صورت گیرد، رشد تمدنی ملت‌ها را به همراه خواهد داشت که رسانه‌ها پیشگامان چنین رسالتی در توفیقات جامعه محسوب می‌شوند.

دانشیار دانشگاه تهران اضافه کرده است: ذهن ابر هوشیار و خلاق در فضایی که عقیم‌گری خلاقیت وجود نداشته باشد بسیاری از فطرت‌های پاک را با فنون اقناع رسانه‌ای به آگاهی ناب نزدیک می‌کند.

از مهم‌ترین بخش‌های این کتاب هفت فصلی، فرایند انتقال 360 درجه‌ای پیام، تأثیرات پیام بر سیستم اول و دوم، نظریه‌های اقناع، پیش اقناع، اشتراک اقناع با علوم، استراتژی‌های محتوا و همچنین اقناع بر پایه ایتوس، پاتوس و لوگوس در این زمینه‌ها اشاره کرد؛ اخبار مکتوب، پادکست، خبر تلویزیونی، کنداکتور هوشمند، روایت ، زاویه دوربین، فیلم سینمایی، انواع مستند خبری، آگهی‌های بازرگانی، زبان بدن، پژوهش‌های خبری، تئاتر، رنگ‌ها، موسیقی، نورپردازی، تدوین و اقناع در فضای مجازی است.

کتاب فنون اقناع در رسانه از آخرین یافته‌های مقالات، کتب و تجارب بشری استفاده کرده است و به فنون و تکنیک‌هایی می‌پردازد که هر فرد به عنوان رسانه و نیز سایر رسانه‌ها اعم از رسانه‌های سنتی و مجازی با به‌کارگیری آنها می‌توانند مخاطب و مشتریان خود را به ایجاد، تغییر یا تقویت باور ترغیب کنند و این تمایل با رضایت کامل مخاطب و بدون احساس فریب خواهد بود.

باقر ساروخانی پدر علم اقناع، مقدمه این کتاب را نگاشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...