کتاب «هر دانشجو، یک خبرنگار» از سوی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر شد.

هر دانشجو، یک خبرنگار محمدامین صالحی‌نژاد

"هر دانشجو، یک خبرنگار" عنوان اثر تازه‌ای است که به قلم محمدامین صالحی‌نژاد _معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی خوزستان _ از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی و با مشارکت سازمان جهاد دانشگاهی خوزستان منتشر شده است.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که با عنوان دوم "چگونه یک نشریه دانشجویی منتشر کنیم؟" به چاپ رسیده است، به آموزش‌های مورد نیاز دانشجویان برای انتشار یک نشریه دانشجویی می‌پردازد.

این کتاب از ۶ فصل تشکیل شده است و نویسنده در پیشگفتار این کتاب آورده است:

"کتاب پیش رو با هدف آموزش دانشجویانی تدوین شده که قصد دارند نشریه‌ای دانشگاهی و پرمخاطب را مدیریت کنند؛ مطالب کتاب به گونه‌ای تنظیم شده که علاوه بر محتوای آموزشی، مانند چگونگی خبرنویسی، گزارش‌نویسی و موارد مشابه، تجربه‌های شخصی نویسنده از سال‌ها کار رسانه‌ای با دانشجویان و همچنین حضور در کارگاه‌های آموزشی نشریات دانشجویی و شناخت از نیازهای آموزشی دانشجویان، نیز بیان شده است. در فصلی از کتاب نیز با ۱۸ نفر از برگزیدگان نشریات دانشجویی دانشگاه‌های کشور گفت‌وگو شده و تجربه آنها در زمینه مدیریت نشریه منعکس شده است. امید است که در سال‌های پیش رو شاهد رونق چاپ و انتشار نشریات دانشجویی در دانشگاه‌های کشور باشیم."

کتاب «هر دانشجو، یک خبرنگار» در ۲۰۴ صفحه در قطع رقعی توسط سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و با همکاری سازمان جهاد دانشگاهی خوزستان با قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...