کتاب «هر دانشجو، یک خبرنگار» از سوی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر شد.

هر دانشجو، یک خبرنگار محمدامین صالحی‌نژاد

"هر دانشجو، یک خبرنگار" عنوان اثر تازه‌ای است که به قلم محمدامین صالحی‌نژاد _معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی خوزستان _ از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی و با مشارکت سازمان جهاد دانشگاهی خوزستان منتشر شده است.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که با عنوان دوم "چگونه یک نشریه دانشجویی منتشر کنیم؟" به چاپ رسیده است، به آموزش‌های مورد نیاز دانشجویان برای انتشار یک نشریه دانشجویی می‌پردازد.

این کتاب از ۶ فصل تشکیل شده است و نویسنده در پیشگفتار این کتاب آورده است:

"کتاب پیش رو با هدف آموزش دانشجویانی تدوین شده که قصد دارند نشریه‌ای دانشگاهی و پرمخاطب را مدیریت کنند؛ مطالب کتاب به گونه‌ای تنظیم شده که علاوه بر محتوای آموزشی، مانند چگونگی خبرنویسی، گزارش‌نویسی و موارد مشابه، تجربه‌های شخصی نویسنده از سال‌ها کار رسانه‌ای با دانشجویان و همچنین حضور در کارگاه‌های آموزشی نشریات دانشجویی و شناخت از نیازهای آموزشی دانشجویان، نیز بیان شده است. در فصلی از کتاب نیز با ۱۸ نفر از برگزیدگان نشریات دانشجویی دانشگاه‌های کشور گفت‌وگو شده و تجربه آنها در زمینه مدیریت نشریه منعکس شده است. امید است که در سال‌های پیش رو شاهد رونق چاپ و انتشار نشریات دانشجویی در دانشگاه‌های کشور باشیم."

کتاب «هر دانشجو، یک خبرنگار» در ۲۰۴ صفحه در قطع رقعی توسط سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و با همکاری سازمان جهاد دانشگاهی خوزستان با قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...