کتاب «نگاهی انتقادی به علوم اجتماعی در ایران؛ آموزش، مهارت و اشتغال» نوشته محمدسالار کسرایی و آتنا غلام نیارمی توسط انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شد.

نگاهی انتقادی به علوم اجتماعی در ایران؛ آموزش، مهارت و اشتغال محمدسالار کسرایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب شامل پنج فصل است که عناوین آن عبارتست از: تاریخچه رشته علوم اجتماعی در ایران، برنامه‌های آموزشی رشته علوم اجتماعی و گرایش‌های آن در ایران، مهارت در برنامه‌های آموزشی رشتة علوم اجتماعی و گرایش‌های آن، اشتغال دانش‌آموختگان رشته علوم اجتماعی و گرایش‌های آن در ایران و نتایج و راهکارها.

انتهای کتاب هم منابع فارسی و انگلیسی آمده است.

کتاب حاضر یکی از آثار برگرفته از طرح جامع اعتلای علوم انسانی معطوف به پیشرفت کشور است؛ این طرح مجموعه پروژه‌هایی به‌هم‌پیوسته و مسئله‎‎‌محور است که بر مبنای منشور پژوهشگاه در سال‌های اخیر مبنی بر درپیش‌گرفتن رهیافت بومی و کاربردی‌سازی علوم‌انسانی شکل گرفته و برپایة خردجمعی و تعاطی افکار خبرگان، نخست طی یک سال و نیم، از گذرگاه انجام فاز مطالعاتی و تدوین RFP عبور کرده سپس وارد اجرای طرح‌ها شده است.

طرح جامع اعتلای علوم انسانی برپایه این منطق شکل گرفت که برای بومی‌سازی و کاربردی‌سازی علوم‌انسانی لازم است سه مقولة مهم به‌صورت متمایز کاویده شوند و نهایتاً از همة طرح‌ها تلفیق صورت گیرد.

۱. مبانی و ریشه‌های علوم‌انسانی جدید ارزیابی و نقد شوند. (کارگروه مبانی)
۲. قلمرو و فرایند شکل‌گیری و سیر تاریخ ورود و استقرار این رشته‌ها در ایران نظر افکنده شود و نقد گردد. (کارگروه بازشناسی انتقادی و تاریخ)
۳. شیوه‌ها و مظاهر کاربست آن‌ها و تعامل این رشته‌ها با جامعة ایران در چرخة ارزیابی و تحلیل قرار گیرد. (کارگروه کاربست)

هدف اصلی از نگارش این اثر دستیابی به شناختی تاریخی، معرفتی و هستی‌شناسانه دربارة روند و وضعیت رشتة علوم اجتماعی در ایران است. از دیگر اهداف این طرح می‌توان به بررسی تحولات و شناخت آسیب‌ها، موانع و چالش‌های فراروی علوم اجتماعی، بررسی رابطة میان سه مؤلفة تحصیل، مهارت‌آموزی و اشتغال با محوریت برنامه‌های آموزشی این رشته و همچنین کارکردهای این علوم در جامعة ایران اشاره کرد.

اثر حاضر نگاشته شد تا با بررسی و تحلیل روند تاریخی رشته علوم اجتماعی و برنامه‌های آموزشی آن در ایران بتوان این رشته دانشگاهی را از آغاز پیدایش تا امروز مورد ارزیابی قرار داد و با این ارزیابی به نقاط قوت و ضعف، کاستی‌ها و پیشرفت‌ها، موانع و چالش‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها، مسائل و اِشکالات این رشته در بستر و زمینة اجتماعی، فرهنگی و دانشگاهی کشور ایران دست یافت. با استخراج این مؤلفه‌ها شناختی دقیق‌تر و عمیق‌تر از وضعیت گذشته و موجود این رشته حاصل و امکان دسترسی به پتانسیل‌های بالقوه این رشته فراهم می‌شود. این شناخت به سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان نظام دانشگاهی کشور کمک خواهد کرد تا وضعیت موجود را به‌سوی وضعیت مطلوب سوق دهند. با این دسترسی می‌توان گامی در جهت توانمندساختن هرچه بیشتر رشتة علوم اجتماعی برداشت و در هر دو سطح فردی و اجتماعی با شناسایی موفقیت‌های نظری، گفتمانی و نهادی آن در جهت اعتلا و ارتقای علوم انسانی و معیارهای تحول و ارتقای علوم اجتماعی بهره برد. از آن‌جا که این علم با انسان و جامعه سروکار دارد، اعتلای آن به پیشرفت و توسعه در هر سه سطح فردی، اجتماعی و ملی خواهد انجامید.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...