فیلسوف سرمایه‌دار | الف


کتاب آدام اسمیت [Adam Smith] که مترجم [عبدالله کوثری] اصرار دارد آن را «ادم اسمیت» بخواند، کتابی است مختصر و در عین حال نسبتاً عمیق در مورد زندگی، آراء و اندیشه‌های آدام اسمیت- فیلسوف و اقتصاددان اسکاتلندی در عصر روشنگری. آدام اسمیت یکی از متفکرانی است که اندیشه‌هایش بنیان اقتصاد مدرن را ایجاد کرده است ولی دیوید رافائل [David Daiches raphael] تلاش می‌کند پیوندی میان آدام اسمیت به عنوان یک فیلسوف اخلاق و آدم اسمیت به عنوان یک متفکر اقتصاد برقرار سازد.

آدام اسمیت [Adam Smith] ادم اسمیت دیوید رافائل [David Daiches raphael]

مفروض نویسنده این است که خواننده، آدام اسمیت و کلیات اندیشه وی در اقتصاد را می‌شناسد ولی شناخت دقیق و احیاناً درستی از وی ندارد. به همین دلیل ماموریت خود در این کتاب را تدقیق و اصلاح برداشت‌ها نسبت به این متفکر تعریف کرده و با همین فرض دست به تالیف کتاب زده است.

نویسنده کتاب را با فصلی با عنوان «استاد بسیار مکتب‏ها» شروع کرده که مدخلی جذاب برای خواننده است. نویسنده در این فصل تلاش می‌کند که نشان دهد متفکرانی مختلف و حتی مخالف با آدام اسمیت نظیر کارل مارکس به اهمیت و عظمت فکری او اقرار کرده‌اند و به این ترتیب خواننده را به جدی گرفتن این متفکر ترغیب می‌سازد. سپس شرحی نسبتاً دقیق و خواندنی از زندگی وی روایت می‌کند و به شکل غیرمستقیم نشان می‌دهد که چه رابطه‌ای میان نحوه زیست او و اندیشه‌هایش برقرار بوده است. نویسنده تعاملات فکری آدام اسمیت با هم عصران را به خوبی تصویر کرده و نشان داده که اسمیت چگونه از آنها تاثیر پذیرفته و با این همه چگونه توانسته راه متمایز خود را از آنها جدا کند.

در فصل بعد نویسنده شرحی از دیدگاه اسمیت در فلسفه اخلاق می‌دهد و اندیشه‌های وی را حول مفهوم «همدلی و همدردی» توضیح می‌دهد. وی بیان می‌دارد که از دید اسمیت فعلی به لحاظ اخلاقی درست است که از دید یک ناظر بیرونی همدردی و همدلی مثبتی را برانگیزد. فصل بعد به اقتصاد اختصاص دارد و نویسنده می‌کوشد نشان دهد که مفهوم «تقسیم کار» مفهومی کلیدی برای درک اندیشه آدام اسمیت است. اسمیت با اتکا به این ایده امکان رشد اقتصادی را برای جامعه متصور می‌شود. سپس مفهوم ارزش از دید اسمیت مطرح می‌شود و نویسنده به شکل نقادانه ایده‌های وی را به چالش می‌خواند. در ادامه این فصل نویسنده نشان می‌دهد که چگونه اسمیت بدون اینکه از ابزارهای ریاضی مدرن برخوردار باشد درک خوبی از تعادلی بودن قیمت‌های حاصل از تعامل عرضه و تقاضا داشته است و این درک را در تحلیل متغیرهای اقتصادی مختلف به کار برده است.

در پایان این فصل کتاب زیربخشی با نام آزادی طبیعی است که در آن اسمیت شرح می‌دهد چگونه منفعت طلبی شخصی در نظام اجتماعی به نوعی منافع بخشهای پایین جامعه را نیز تامین خواهد کرد. نویسنده در این بخشها پیوندی میان آرای اقتصادی و دیدگاه‌های اخلاقی او برقرار می‌سازد. نهایتاً موضوع آزادی تجارت و نقش دولت از دید آدام اسمیت فصل را به پایان می‌برد.

فصل پنجم کتاب که عنوان نامانوس مقایسه‌ها را دارد ارزیابی برخی تحلیل‌گران از دو دیدگاه اخلاقی و اقتصادی آدام اسمیت را مطرح می‌کند و نهایتاً فصل ششم جایگاه دو مفهوم فلسفه و علم را در اندیشه‌های او تشریح می‌کند.

در مجموع این کتاب، کتابی قابل توصیه خصوصاً برای کسانی است که به شناخت بنیان گذاران اندیشه مدرن علاقه دارند. ترجمه کتاب اگرچه بدون اشکال نیست اما خوب، قابل قبول و روان است. کیفیت طبع کتاب هم برای خواننده احتمالاً مقبول است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...