کتاب «صدر اسلام و زایش سرمایه‌داری» [Early Islam and the birth of capitalism] نوشته بندیکت کهلر [Benedikt Koehler] به چاپ چهارم رسید.

صدر اسلام و زایش سرمایه داری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کُهلر، که تحصیلات اقتصادی تاریخی و همچنین تجربۀ بانکداری دارد در آخرین اثر خود این ادعا می‌کند که عناصر اصلی سرمایه‌داری مدرن که ابتدا در ونیز ظاهر شد درواقع از نهادها و رویّه‌های کسب‌وکار اسلامی اقتباس شده‌اند. او از جمله نوآوری‌های مهم مسلمانان را ایجاد نهادهای شرکت و وقف، ابداع فنون مدیریت تجاری، ریاضیات بازرگانی و اصلاحات پولی می‌داند. به اعتقاد نویسنده، اسلام تنها دینی است که بنیان‌گذارش کارآفرین بود و احترام به قراردادها در این دین یک واجب دینی و وظیفۀ مدنی شمرده می‌شد. مکه نه‌فقط مکانی مقدس، بلکه مرکزی بسیار مهم برای تجارت بود و تجربۀ پیامبر اسلام (ص) در تجارت، نقشی مهم در اداره‌ی موفق شهر مدینه و مذاکره و جنگ با دشمنان داشت.

نویسنده با اتکا به منابع گسترده و با بیانی جذاب، خواننده را از مکه به مدینه، دمشق، بیت‌المقدس، بغداد، قاهره و سایر شهرهای اسلامی می‌بَرد و با شیوه‌های مدیریتی حاکمان آن بلاد آشنا می‌کند و سیر تحول نهادهای اسلامی و علل پیشرفت و سپس افول تمدن اسلامی را با توجه به انگیزه‌های اقتصادی تحلیل می‌کند.

چاپ چهارم کتاب «صدر اسلام و زایش سرمایه‌داری» با ترجمۀ جعفر خیرخواهان در ۳۸۳ صفحه و به قیمت ۳۵۰ هزار تومان وارد بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...