کتاب «ویتگنشتاین متقدم و عرفان» [The mystical in Wittgenstein's early writings] اثر جیمز آر. آتکینسون [James R. Atkinson] منتشر شد.

ویتگنشتاین متقدم و عرفان» [The mystical in Wittgenstein's early writings] اثر جیمز آر. آتکینسون [James R. Atkinson]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «ویتگنشتاین متقدم و عرفان» با ترجمه رستم شامحمدی از سوی نشر نقد فرهنگ منتشر شده است.

ناشر در معرفی این اثر نوشته است:

سویه‌های عرفانی و رازآلود اندیشه‌های ویتگنشتاین در دوره‌ی اول فکری‌اش، که مقارن زمانه‌ای پُرشور و شر است، همواره بحث‌برانگیز بوده، بر سر آنها اصرارها و انکارهای فراوان رفته است. یکی از پژوهش‌های برجسته در این زمینه، کتاب حاضر است که در آن فرض قرائتی عرفانی از تراکتاتوس به آزمون گذاشته می‌شود. آتکینسون، نویسنده‌ی کتاب، با نقد روش تحلیلی راسل آغاز می‌کند و سپس با نظر به آثار دوره‌ی اول فکری ویتگنشتاین از رابطه‌ی مفاهیمی مانند نشان دادن، واقعیت، زمان، بی‌معنایی، و معناداری با امر رازآلود بحث می‌کند و در ادامه درگیر نقد و بررسی تفسیرهای ویتگنشتاین‌پژوهانی از قبیل اَنسکم، هکر، دیاموند، کوننت، زماخ، مک‌گینس و اشتاینیوس می‌شود. از این رهگذر است که نویسنده سعی می‌کند اندیشه‌های عرفانی ویتگنشتاین را از حیث نسبتی که با موضوعاتی از قبیل خدا، معنای زندگی، واقعیت، ابدیت و سکوت دارند، توضیح دهد.

رستم شامحمدی، مترجم این اثر، عضو هیئت علمی دانشگاه سمنان و دارای مدرک دکتری در رشته فلسفه است.

«ویتگنشتاین متقدم و عرفان» اثر جیمز آر. آتکینسون در 251 صفحه و قیمت 70 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...