کتاب «تاثیر قرض‌الحسنه بر زندگی فقرا» نوشته محمد ملایی به همت انجمن خیریه اهل سنت بندرعباس منتشر شد.

تاثیر قرض‌الحسنه بر زندگی فقرا محمد ملایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تاثیر قرض‌الحسنه بر زندگی فقرا» با زیرعنوان «چگونه وام‌های خُرد قرض‌الحسنه زندگی فقرا را متحول می‌کند؟» از سوی انتشارات ایلاف به چاپ رسید.

ملایی در این کتاب، به علل و ریشه‌های تداوم فقر پرداخته و راهکارهای علمی و عملی تجربه‌شده را نیز به صورت گام‌به‌گام ارائه کرده است؛ راهکارهایی که نه تنها به فقرا عزت می‌بخشد، بلکه جامعه‌ای توان‌مند، پویا و شاداب خلق می‌کند که علاوه بر فقرا، ثروتمندان هم برنده این میدان خواهند بود.

وی در خصوص چگونگی تدوین کتاب گفت: تجربه سال‌ها فعالیت خیریه اعانه‌ای برای کمک به فقرا نشان داده نتوانسته تاثیری در رفع مشکل فقر آنان داشته باشد، چون مشکل اصلی‌شان، نداشتن درآمد است تا هزینه‌های آنان را پوشش بدهد. بنده معتقدم باید الگوی کمک به فقرا در جامعه تغییر بکند و با ایجاد اشتغال، مشکل فقر را برطرف بکنیم.گرچه این کار پروسه‌ای طولانی دارد و از حوصله خیرین مستقل خارج است، زیرا نیازمند به‌کارگیری دانش، برنامه‌ریزی و پایش مستقیم است.

ملایی افزود: برای این کار وام‌های خُرد قرض‌الحسنه در جهت کمک به خانواده‌هایی که نیازمند سرمایه برای ایجاد اشتغال و خرید لوازم ضروری زندگی‌اند، نیاز اساسی است. با آن‌که در قدم اول، این وام‌ها برای ایجاد تحول، اندک به نظر می‌رسند اما می‌توان امیدوار بود همین تغییرات کوچک آغازگر تحولی بزرگ در زندگی فقرا باشد. این کار نیازهای ضروری آن‌ها را رفع کرده و با سرمایه‌گذاری روی تحصیل فرزندان‌شان، خانواده و اجتماع، آن‌ها را به مرور از دام فقر نجات می‌دهد.

کتاب «تاثیر قرض‌الحسنه بر زندگی فقرا» با گردآوری و تالیف محمد ملایی، در تیراژ ۵۰۰ جلد توسط نشر ایلاف به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...