ششمین چاپ «رهیافت‌های اقتصادی اسلام» گفتارها و مقالات اقتصادی امام موسی صدر منتشر شد. این نوبت از چاپ کتاب با اضافه شدن چهار گفتار جدید همراه شده است.

به گزارش مهر، چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۸۷ با شمارگان سه هزار نسخه، ۲۲۲ صفحه و بهای دو هزار و ۲۰۰ تومان و چاپ پنجم آن در سال ۱۳۹۶ با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۲۶۴ صفحه و بهای ۱۳ هزار تومان منتشر شده بودند. مترجم گفتارهای عربی تا چاپ پنجم مهدی فرخیان است و چهار گفتار اضافه شده در چاپ ششم را احمد ناظم ترجمه کرده است.

رهیافت‌های اقتصادی اسلام سومین جلد از مجموعه کتاب‌های در قلمرو اندیشه امام موسی صدر است که مقالات و گفتارهای امام موسی صدر درباره اقتصاد را شامل می‌شود.

این کتاب در سه فصل تنظیم شده است. فصل نخست، مجموعه مقالات فارسی امام موسی صدر است که به قلم ایشان در مجله درس‌هایی از مکتب اسلام به چاپ رسیده است، مجله‌ای که او با جمعی از دیگر حوزویان تأسیس کرده بود و در نوع خود حرکتی بدیع در تاریخ حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید. این مقالات در شماره‌های نخستین مجله در سال ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ به چاپ رسیده است.

فصل دوم کتاب، گفتارهای اقتصادی امام موسی صدر در لبنان است. بخش عمده این فصل درس‌گفتارهای وی برای اعضای ارشد جنبش امل است. امام موسی صدر در این درس‌گفتارها بر آن بود تا کادرهای جنبش امل را با روح احکام اسلامی آشنا کند. از این رو، بخشی از این درس‌ها را به مباحث اقتصادی اختصاص داد. تاریخ تقریبی این گفتارها سال‌های (۱۹۷۵ تا ۱۹۷۸) ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ است. اما مقاله «دین در جهان امروز» متن سخنرانی امام موسی صدر در کلیسای الأیقونه العجائبیه به مناسبت روز جهانی کارگر است.

فصل سوم کتاب نیز دو مقاله جامعه‌شناختی – اقتصادی است، که در یکی مساله اختلاف طبقاتی و راه‌حل اسلام برای آن و در دیگری مبحث عدالت اقتصادی و اجتماعی بررسی شده است.

همانطور که اشاره شد در چاپ ششم این کتاب چهار گفتار جدید به طبع رسیده است. سه گفتار آن ادامه مباحث امام موسی صدر درباره کار و کارگر است که نخستین جلسه این سلسله گفتارها در چاپ‌های پیشین با عنوان «کار و کارگر، نهاده‌های تولید» منتشر شده است. این گفتارها در مجلس اعلای شیعیان در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ میلادی به مخاطبان ارائه شده است.

گفتار چهارم با عنوان «مساله اختلاف طبقاتی، نقد نظریه مارکس» سخنرانی امام صدر در ادامه مباحثش در خصوص نظریه ارزش است. تاریخ ارائه این گفتار احتمالاً سال ۱۹۷۱ میلادی است و مکان آن نامشخص است. نقد امام موسی صدر بر نظریات مارکسیستی ناظر به افزایش ثروت و چگونگی توزیع آن بر اساس روش مارکسیسم است. هر چهار گفتار در انتهای فصل سوم به خوانندگان تقدیم شده است. دکتر عادل پیغامی اقتصاددان معاصر، عضو هیأت علمی و معاون پژوهش و فناوری دانشگاه امام صادق (ع) در قالب سیرهای مطالعاتی مؤسسه امام موسی صدر این کتاب را تدریس کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...