کتاب «آیات منتخب از کلام‌الله مجید» با ترجمه بدیع‌الزمان فروزانفر و تنظیم‌ و تدوین عنایت‌الله مجیدی توسط انتشارات بنیاد موقوفات افشار منتشر و راهی بازار نشر شد.

آیاتی از قرآن مجید با ترجمه بدیع‌الزمان‌ فروزانفر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب منتخب آیاتی از قرآن مجید با ترجمه بدیع‌الزمان‌فروزانفر، ادیب و استاد بی‌بدیل زبان و ادبیات فارسی و عربی است که به کوشش عنایت‌الله مجیدی تنظیم و تدوین شده‌ و در واقع،
اساس آن، آمیخته سه ترجمه منتخب آیاتی است که فروزانفر بین سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۷ و سپس از ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸ فراهم آورده است.

سه‌ترجمه مورد اشاره عبارت‌اند از: ۱- بخشی از نخستین ترجمه‌، شامل ۱۳۵ آیه که به سال ۱۳۱۳ انجام شده و از آن میان تنها ۵۷ آیه انتخاب شد و برای تدریس در کلاس‌های پنجم و ششم مدارس کشور در همان سال ۱۳۱۳ منتشر شد. ۲- ترجمه آیات متفرقه که از آثار فروزانفر گرد آورده شده، شامل ۸۴ آیه مربوط به سال‌های ۱۳۲۱ تا ۱۳۴۸ و ۳- برخی دیگر از ترجمه‌ای منتخب به خط فروزانفر در حدود ۲۹ برگ کاغذ یادداشت باریک مشتمل بر ترجمه ۳۴۳ آیه کوتاه و بلند از قرآن مربوط به سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۷ که از این‌گوشه و آن‌گوشه به دست آمده و برای نخستین‌بار منتشر می‌شود.

نخستین ‌کوشش‌های فروزانفر برای ترجمه قرآن، به سال‌ ۱۳۱۳ بازمی‌گردد که وی به توصیه علی‌اصغر حکمت، کفیل وقت وزارت معارف ترجمه منتخبی از آیات قرآن کریم را در حد درک و فهم محصلین دوره ابتدایی فراهم‌ آورد. حاصل کار با نام آیات منتخبه از کلام‌الله مجید در شمار کتاب‌های درسی برای کلاس پنجم و ششم‌ مدارس کشور انتشار منتشر شد. در پی آن به درخواستی دیگر از وزارت معارف، فروزانفر عهده‌دار ترجمه برگزیده‌ای از آیات قرآن برای تدریس در کلاس‌های سوم و چهارم مدارس کشور شد که احتمالاً بخش‌هایی از ترجمه حاضر نمونه‌ای از همان‌ترجمه است.

فروزانفر همچنین مطابق قراردادی مورخ ۱۳۹۹/۳/۵ ترجمه کامل کلام‌الله مجید را بر عهده گرفت که این‌ترجمه به‌گواه چند شاهد موثق تا پیش از سال ۱۳۴۵ به پایان رسید اما تا امروز به دست علاقه‌مندان معارف دینی و زبان فارسی نرسیده بود.

محمدرضا شفیعی کدکنی ترجمه فروزانفر از قرآن کریم را درست‌ترین و در عین‌حال دقیق‌ترین و روان‌ترین ترجمه‌ای عنوان کرده که تاکنون به زبان فارسی انجام شده است.

این‌کتاب با ۱۹۶ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...