کتاب «مرآت الأکوان (تحرير شرح هدايه ملاصدرا شيرازى)» اثر سید احمد حسینی اردکانی از سوی مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب بازچاپ شد.

مرآت الأکوان (تحرير شرح هدايه ملاصدرا شيرازى)» اثر سید احمد حسینی اردکانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، تحرير شرح هدايه ملاصدرا شيرازى اثر سید احمد حسینی اردکانی (متوفای ۲۴۲۱ ق)، که با مقدمه، تصحیح و تحقیق مرحوم عبدالله نورانی، پیش از این در سال 1375 چاپ و منتشر شده بود، از سوی مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب بازچاپ شد.

کتاب «مرآت الأکوان؛ تحرير شرح هدايه ملاصدرا شيرازى» اثر سید احمد حسینی اردکانی (متوفای ۲۴۲۱ ق) است. ایشان آثار گوناگونی پیرامون موضوعات مختلف تألیف نموده است که نوعا ترجمهء منابع و مآخذ مهم اسلامی است. از قبیل ترجمه بحار الأنوار، ترجمهء کمال الدین،ترجمهء مبدأ و معاد،ترجمهء محبوب القلوب و ترجمهء جامع السعادات.

«مرآت الأكوان» كتابى است به زبان فارسى در حكمت نظرى، مشتمل بر بخش طبيعى و بخش الهى، كه به تقاضاى شاهزاده محمدولى ميرزا، فرزند فتحعلى شاه قاجار، حاكم يزد تأليف شده است. اصل كتاب به نام «هدایه الحکمه» يا «هدايه اثيريه»، تاليف اثیرالدین مفضل بن عمر ابهری (متوفاى ۶۶۱ يا ۶۶۳ ق) است. صدرالمتألهین شیرازی، شرحى بر اين كتاب نوشته است كه از معروف‌ترين شروح اين كتاب محسوب مى‌شود و سید احمد حسینی اردکانی تحرير حاضر را بر اين شرح ملاصدرا نوشته است.

مرحوم عبدالله نورانی در پيشگفتار مصحح، به شرح حال و آثار سيد احمد اردكانى و ملاصدرا پرداخته است. همچنين در این مقدمه از «معرفت، عقيده و حكمت عملى از نظر ملاصدراى شيرازى» به تفصیل سخن گفته شده است. پيوند ملاصدرا و ميرداماد، دستورالعمل اخلاقى ملاصدرا، و معرفى كتاب «مرآت الأكوان» دیگر عناوین این مقدمه است.

در ادامه اثر به چاپ رسیده، متن کتاب آمده است که در فن اول، یعنی در طبیعیات، مشتمل بر هفت مقاله در «احوال مشتركه عامه (سماع طبیعی)»، یک مقاله در «احوال مختصه به فلکیات»، شش مقاله و یک خاتمه در «عناصر و آنچه از آنها حادث مى‌شود» و در فن دوم، یعنی در الهیات، مشتمل بر دو مقاله است.

روش مؤلف در طرح مباحث كتاب، به اين صورت است كه در آغاز، اصل مسئله را با قلمى شيوا و بيانى رسا عنوان مى‌كند، آنگاه اقوال صاحب‌نظران نامى را از كتاب‌هاى متعدد پيرامون مسئله مورد نظر بيان مى‌كند و در ادامه سخن، به نقل و بررسى ادله و براهين پرداخته است و برخى از آنها را مورد مناقشه قرار داده و برخى را مى‌پذيرد.

مصحح اين كتاب، زنده‌یاد عبدالله نورانی به‌ منظور تكميل مباحث كتاب، برگزيده‌اى از ترجمه الهيات مبدأ و معاد را كه به قلم مؤلف نوشته شده، در خاتمه آن آورده است. در پایان کتاب نیز فهرست‌هایی از آیات، احادیث، اعلام، کتب، و منابع مقدمه و متن به چاپ رسیده است.

کتاب «مرآت الأکوان (تحرير شرح هدايه ملاصدرا شيرازى)» پیش از این در سال 1375 با همکاری انتشارات علمی و فرهنگی چاپ و منتشر شده بود و هم اکنون به صورت مستقل از سوی مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب در 678 صفحه بازچاپ شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...