سیدمهدی شجاعی ترجمه‌ و شرح وصیت‌نامه‌ی حضرت علی (ع) به امام حسن (ع) را از نهج‌البلاغه به انجام رساند.

به گزارش ایسنا، "نامه‌ای به فرزندم" عنوان کتابی است که شجاعی در آن، وصیت‌نامه‌ی حضرت علی (ع) به امام حسن (ع) را از عربی به فارسی ترجمه و شرح داده است.

کتاب یادشده قرار است در شمارگان 500هزار نسخه با همکاری نشر کتاب نیستان و دفتر امور بانوان وزارت کشور منتشر و منبع مسابقه‌ای فرهنگی در سراسر کشور شود.

همچنین از دیگر آثار این نویسنده که چند روز گذشته به‌عنوان یکی از برگزیدگان نخستین جایزه‌ی هنری غدیر معرفی شد، رمان «طوفان دیگری در راه است» برای نوبت چهارم منتشر می‌شود. چاپ اول کتاب مردادماه سال جاری صورت گرفت.

دو جلد «سانتاماریا» نیز به‌ترتیب به چاپ دهم و چهارم می‌رسند.

همچنین سه کتاب با موضوع محرم و عاشورا شامل «آفتاب در حجاب» درباره‌ی حضرت زینب (س)، «پدر، عشق و پسر» با موضوع حضرت علی‌ اکبر (ع) و «مردان و رجزهای‌شان» درباره‌ی سخنان برخی یاران امام حسین (ع) در روز عاشورا، به‌ترتیب برای نوبت‌های سیزدهم، هجدهم و چهارم منتشر می‌شوند. 

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...