«حماسه امام علی (ع)» [ملحمه‌الامام علی علیه‌السلام] سروده اندیشمند و شاعر مسیحی لبنانی جورج شکور است که با برگردان فارسی زینب آذربو، سیدمهدی نوری کیذقانی و عباس گنجعلی راهی بازار کتاب شده است.

حماسه امام علی (ع)» [ملحمه‌الامام علی علیه‌السلام] شعر جورج شکور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، امیرالمؤمنین علی (ع) محدود به مذهب و فرقه‌ای خاص نیست بلکه شخصیتی فرامذهبی است که اندیشمندان و مردم تمام فرق، مذاهب و ادیان از شیعه، سنی، مسیحی، یهودی و... به ایشان ارادتی خاص نشان داده‌اند و از جایگاه ویژه و فضایل ایشان یاد کرده‌اند.

جورج شکوّر (متولد 1935م) شاعر و استاد ادبیات عرب دانشگاه بیروت است که از او کتاب‌ها و مقالات متعددی به چاپ رسیده است.

از دیوان‌های شعری او می‌توان به «وحدها القمر» و «زهرة الجمالیا» اشاره کرد. این اندیشمند مسیحی به اهل‌بیت (ع) علاقه خاصی دارد و سه منظومه شعری با نام‌های «ملحمة الإمام علی 7»، «ملحمة الإمام» و «ملحمة الرسول ص» پیرامون ایشان سروده است.

این کتاب رویدادهای زندگی حضرت علی (ع) از لحظه‌ی تولد تا شهادت را ترسیم می‌کند. شاعر در ابتدا با استناد به منابع معتبر تاریخی در قالب نثری روان و شیوا به نقل رویدادها پرداخته و سپس حماسه خود را در 422 بیت به نظم درآورده است.

جورج شکور در این کتاب با بیانی شیوا و رسا به رویدادهای مهم زندگی حضرت، رشادت ها و شجاعت ها، عدالت و پارسایی و مظلومیت‌های آن حضرت در طول زندگی‌شان، اشاره می‌کند و گوشه‌ای از فضایل بی‌شمار ایشان را به زیبایی ترسیم می‌نماید.

کتاب «ملحمة الامام علی» تاکنون به زبان‌های انگلیسی و فرانسه ترجمه‌ شده است و برگردان فارسی آن برای نخستین بار منتشر می‌شود.

با توجه به نزدیکی لیالی قدر و ایام شهادت امام علی (ع) ترجمه ابیاتی از این حماسه ارزشمند را که درباره شهادت امام (ع) است در زیر می‌خوانیم:

دَخَلَ الإمامُ إلی الصَّلاةِ مؤذِّناً
و النّاسَ من شَغَفٍ به إصغاءُ

و إذا بِوَثبَةِ خائن غَدَرَت بهِ
مُذ فاجَأتهُ الطَّعنَةُ النَّجلاءُ

وَیحَ ابنِ مُلجَم الَّذی أودَی بِهِ
غَدراً و ما جَمَعَتهما الهَیجاءُ

فَخرُ الأئِمَّةِ آنَ تَفتَخِرُ التُّقَی
تاجُ الخِلافةِ إن جَلا الخُلَفاءُ

شَهِدَ الضِّیاءَ بِمَسجِدٍ و بِمَسجِدٍ
کانت شَهادَتُهُ و غابَ ضِیاءُ

امام اذان گفت و به نماز ایستاد و مردم از شدت شیفتگی به صدای حضرتش گوش می‌دادند.
ناگهان خیانت‌کاری نیرنگ‌باز، ضربه ای سهمگین و غافلگیرانه بر امام (ع) فرود آورد.
وای بر «ابن ملجم» که علی (ع) را ناجوانمردانه بدون اینکه نبردی میانشان درگیرد، به شهادت رساند.
امامی که مایه افتخار پیشوایان و پرهیزگاران است؛ او که تاج و زینت خلافت در میان خلفاست.
علی (علیه السلام) در مسجد (کعبه) چشم به جهان گشود و در مسجد هم شربت شهادت را نوشید و پرتو زندگیش نهان گشت.

برگردان پارسی کتاب «حماسه امام علی (ع)» را انتشارات ضریح آفتاب راهی بازار کتاب کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...