رسول مرادی، هنرمند خوشنویس،‌ از خوشنویسی شاهنامه فروسی و عرضه آن در قالب یک کتاب نفیس خبر داد.

مرادی به ایبنا، گفت: به دلیل تعداد زیاد ابیات شاهنامه کمتر خوشنویسی به این اثر بزرگ و ارزشمند پرداخته است.
وی ادامه داد: من متولد مشهد هستم، این شوق و ارادت همواره در من وجود داشت که شاهنامه را به عنوان کار تاریخی خوشنویسی کنم ولی به دلیل سنگین بودن این اثر، جرات نزدیک شدن به آن را نداشتم.

مرادی افزود: این شوق با من همراه بود تا در نخستین فرصتی که به دست آوردم طی سه سال و شبانه‌روز این کتاب را خوشنویسی کردم. خوشنویسی شاهنامه با راهنمای فردوسی‌شناس بزرگ «محمدعلی اسلامی‌ندوشن» انجام شد و ایشان مقدمه‌ای بسیار جامع درباره فردوسی بر این کتاب نوشت. نوشته امیرحسین امیرخانی استاد بزرگ خوشنویسی هم ضمیمه این اثر است.

وی ادامه داد: خوشنویسی این مجموعه از نظر حجم و استوانه ادبیات فارسی بزرگترین فعالیتم در حوزه خوشنویسی محسوب می‌شود. فردوسی حق زیادی به‌گردن مردم ایران دارد، بسیار خرسندم این کار انجام شد. امیدوارم این مجموعه که به زودی منتشر می‌شود مورد قبول اهل فن قرار بگیرد.

مرادی با بیان اینکه ادبیات باید با خوشنویسی عجین باشد، اضافه‌کرد: خوشنویس اشعار شاعران را گلچین می‌کند و به عنوان دیوان خود عرضه ‌می‌دارد. خوشنویس باید مطالعه داشته باشد و فرازهای ادبیات را بشناسد.

وی ادامه داد: در گذشته که صنعت چاپ وجود نداشت، خوشنویسان این رسالت مهم را بر عهده داشتند تا با هنر خوشنویسی ادبیات ایران را به نسل‌های بعد انتقال دهند.

مرادی گفت: بعد از به وجود آمدن صنعت چاپ خوشنویسان به جنبه‌های هنری خط پرداختند ولی این موضوع دلیلی بر غافل شدن از شاهکارهای ادبیات نبود.

وی افزود: دیوان حافظ، کلیات سعدی، رباعیات خیام و آثار دیگر بزرگان عرصه ادب توسط خوشنویسان به هنر خوشنویسی آراسته شده. من نیز این توفیق را داشتم که دیوان حافظ،‌ گزیده غزلیات شمس و اشعار خیام را خوشنویسی و به مخاطبان عرضه کنم.

مرادی درباره مجموعه خوشنویسی گزیده «غزلیات شمس»،‌ گفت: اشعار این کتاب را که تعداد آن به 700 غزل می‌رسد خودم انتخاب کرده‌ام که کار بسیار سختی بود. مقدمه کتاب را هم «محمدابراهیم باستانی پاریزی» نوشت.

این هنرمند در ادامه درباره خوشنویسی اشعار «خیام» افزود: مقدمه این مجموعه توسط «محمدعلی اسلامی‌ندوشن» نوشته شده که به شکل کامل خیام  را معرفی می‌کند.

وی درباره مجموعه خوشنویسی که در مجموعه صبا به نمایش گذاشته توضیح داد: در این نمایشگاه 143 تابلو وجود دارد که منتخبی از کارهای قدیم و جدید است.

مرادی افزود: در این مجموعه اشعار حافظ، مولانا، خیام، فردوسی، احادیث، قرآن و سخنان بزرگان ادب چون سعدی، عطار و ابوسعید ابوالخیر به نمایش گذاشته شده است.

زنانگی عنصر مغفول و هنوز ناشناخته عصر ماست و باور کنید هرچه بدبختی می‌کشیم از همین جاست... دختر شاهزاده‌ای است که آنقدر پاکدامن و باکره است و عطر بهشت دارد که پرستش می‌شود اما هیچ خواستگاری ندارد... پسرش اروس را مامور می‌کند او را بکشد... به تحریک خواهرانش، قول و قرارش با اروس را زیر پا می‌گذارد... هر زنی همزمان دو ابزار شگفت‌انگیز و البته وحشتناک دارد: چراغ و خنجر ...
پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...