متن فیلمنامه «سرگذشت آدل ه.» [The story of Adele H] به قلم فرانسوا تروفو [François Truffaut] و ترجمه سعید عقیقی از سوی انتشارات شهید ثالث منتشر شد.

سرگذشت آدل ه.» [The story of Adele H]  فرانسوا تروفو [François Truffaut]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، شاید فرانسوا تروفو را با فیلم معروف «چهارصد ضربه» بشناسید. فیلمساز، نظریه‌پرداز و منتقد سینمایی که از آغازگران موج نوی فرانسه و از همکاران بازن و گدار در نشریه کایه‌دوسینما بود.

فیلم کمتر شناخته شده او «سرگذشت آدل ه.» ماجرای دختر ویکتور هوگو نامدار است. سعید عقیقی فیلمنامه این عاشقانه غیرمعمول را ترجمه کرده است. «سرگذشت آدل ه.» یکی از جاودانه‌ترین عاشقانه‌های سینماست که جنس و فرم عشقش نه فقط در تاریخ تصویر که در زندگی‌‌ کم‌یاب و دیریاب است.

عشقی که در روزگار پسامدرنیته به مثابه کالایی مصرفی تلقی می‌شود. آدل ه. نیز دختری مجنون و غیرمعمولی است که تصویر دیگرگونه از عشق را ارائه می‌دهد. علاوه بر متن فیلمنامه، در موخره‌ کتاب، عقیقی نوشته‌هایی از خودش، ژان کله و فرانسوا تروفو را در کنار چندین نقد منتقدان مختلف ضمیمه کرده است که به فهم بهتر اثر کمک خواهد کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...