«آنتیگونه» کتابی در تراژدی مرگ و آزادگی، استبداد و دلدادگی، با بازنویسی الی اسمیت و ترجمه‌ وحید ضیایی به بازار نشر راه یافت.

چهارمین ترجمه از آنتیگونه منتشر شد

وحید ضیایی در گفت‌وگو با ایبنا در اردبیل اظهار کرد: بازآفرینی قصه‌های اساطیری کهن برای نسل امروز نیازی است که با پیشرفت فرهنگی و اعتلای معنوی جوامع رابطه مستقیم دارد؛ به‌ویژه تراژدی‌ها و افسانه‌های اساطیری مثل گیل گمیش، دده قورقود یا داستان‌هایی چون آنتیگونه.

وی افزود: من آنتیگونه را دوست دارم، ازاین رو که حکایتِ لجام‌گسیختگی و جنونِ خودکامگانی است که به‌مثابه پیامبران مرگ برای مردم و نزدیکان خویش هستند.

شاعر و نویسنده اردبیلی با بیان اینکه این کتاب بیشتر برای رده سنی کودک و نوجوان در نظر گرفته شده است، درباره این اثر تصریح کرد: الی اسمیت آنتیگونه را متفاوت از اصل آن دوباره‌نگاری کرده و با آوردن شخصیت‌هایی نو به اصل داستان، زاویه دید را به مخاطب فرهیخته سپرده است.

وی اضافه کرد: من نه از این حیث که ترجمه خودم را عالی بدانم، اما اگر قرار باشد به نزدیک‌ترین کسانم کتابی را معرفی کنم که بدانم بیشترین تأثیر عاطفی را در طی سالیان بر ایشان خواهد داشت، این کتاب خواهد بود؛ از این رو که زبان حماسی اثر و لحن تأثر انگیز آن حفظ شده و به نظرم مجموعه‌ای متفاوت است.

در مقدمه‌ای که ناشر «مجموعه بسته‌های پوشکین» بر «آنتیگونه» آورده، آمده است: این مجموعه شامل محبوب‌ترین و پرطرفدارترین قصه‌های سراسر جهان از قصه‌های یونان باستان تا قصه‌های قرن نوزدهم روسیه است که توسط تعدادی از معتبرترین نویسندگان معاصر جهان بازنویسی شده‌اند. هدف از انتشار این آثار جاودانه و کهن، سپردن آنها به نسل‌های آینده است که برای جوانان بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

قصه آنتیگونه یکی از مشهورترین و به یادماندنی‌ترین تراژدی‌های یونان باستان است که توسط سوفوکل -حدود 442 پیش از میلاد مسیح- نوشته شده است.

درام قدرتمندی که او آفریده همچنان جذاب و مسحور کننده باقی مانده است. قصه‌ای از اتفاقات به وقوع پیوسته از دختری تنها، بی‌باک و شجاع که در مقابل یک شاه زورمند و ستمکار قد علم کرده و با همه توان و انرژی از حق خود دفاع می‌کند.
این قصه افسانه‌ای همیشگی است که هرگز فراموش نمی‌شود و به یاد ماندنی است؛ زیرا بعضی چیزها هیچ وقت تغییر نکرده و همیشه جاودان می‌مانند».

انتشارات نگارگر، ناشر مجموعه بسته‌های پوشکین، قصه «آنتیگونه» را در سری همین مجموعه منتشر و راهی بازار نشر کرده است. این کتاب را الی اسمیت از متن انگلیسی علمی اقتباس کرده و لارا پالوالتی تصویرگر آن است.

«آنتیگونه» با ترجمه وحید ضیایی و ویراستاری علی جلیلی، در ۱۰۲ صفحه رنگی، با شمارگان 1000 نسخه، به قیمت ۲۴ هزار تومان، در سال 1398 به چاپ نخست رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...