کتاب «غناء»، متن درس خارج فقه رهبری (آیت الله خامنه ای) در موضوع غناء و موسیقی، از سوی انتشارات انقلاب اسلامی راهی بازار نشر شد.

به گزارش ایبنا، کتاب «غناء» دربردارنده‌ 75 جلسه‌ درس خارج فقه رهبری در موضوع غناء و موسیقی است که در سال تحصیلی 87- 88 حوزه برگزار شده است.
 از اختصاصات این اثر، بررسی تمام روایات مربوط به بحث غناء و موسیقی و رقص است. طلاب و دانشجویان و عموم علاقه‌مندان به فقه اسلامی می‌توانند از مباحث علمی این اثر بهره‌مند شوند.

در جلسه اول این درس‌ها آمده است: «بحث غناء جزو مباحث مهمه است. خود مسئله، مسئله‌ مشکلی است. مقدار روایتی که از ائمه (علیهم‌السلام) در باب غناء وارد شده است، درباره‌ کمتر محرمی از محرمات وارد شده است. این‌همه سخن، موعظه و تحذیر از ائمه (علیهم‌السلام) درمورد غناء، نشان‌دهنده‌ اهمیت مسئله است. به اینکه چرا این اندازه اهمیت دارد، در خلال بحث باید برسیم. علاوه‌ بر اینکه در دوران ما، با این وسایل ارتباطیِ گوناگونی که وجود دارد، مسئله‌ غناء از گذشته اهمیتش بیشتر است.»

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...