کتاب «چگونگی موسیقی ایران: کندوکاوی در گونه‌های موسیقی» نگارش و گزینش ارشد تهماسبی توسط موسسه ماهور منتشر شد.

چگونگی موسیقی ایران: کندوکاوی در گونه‌های موسیقی ارشد تهماسبی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، موسسه فرهنگی – هنری ماهور کتاب «چگونگی موسیقی ایران: کندوکاوی در گونه‌های موسیقی» نگارش و گزینش ارشد تهماسبی را با شمارگان هزار نسخه، ۴۸۸ صفحه و بهای ۱۸۰ هزار تومان منتشر کرد.

این کتاب می‌تواند برای کسانی هم که تخصصی در موسیقی ندارند خواندنی باشد؛ و این دوکاره‌بودنش هم به «موضوع» کتاب ربط دارد و هم به نحوه تدوین آن. هواداران موسیقی و دوست‌دارانِ فرهنگ ایران به‌صورت عام، با خواندن این کتاب خواهند دانست که آواز و رِنگ و تصنیف و ترانه و چهارمضراب و پیش‌درآمد و… چه فرقی دارند، چه پیشینه‌ای داشته‌اند و در گذر زمان به کجا رسیده‌اند و...

در لابه‌لای کتاب و متناسب با موضوع اصلی، مطالبی نیز مرتبط با چگونگی نگرش مردمان و زمامداران و خودِ اهالی این هنر به موسیقی، مطرح شده است.

ارشد تهماسبی از شخصیت‌های مهم در موسیقی ایران است. وی همکاری‌های متعددی با حسین علیزاده در زمینه هم‌نوازی و اجرای کنسرت داشته‌است. او با علیزاده در آلبوم‌های شورانگیز، راز و نیاز، صبحگاهی، دلشدگان و همنوایی همکاری کرده و همچنین کنسرت‌های بسیاری با علیزاده در اروپا و آمریکا اجرا کرده‌است. ارشد طهماسبی کتاب‌هایی در مورد موسیقی ایرانی منتشر کرده و کاست‌ها و سی‌دی‌های متعددی نیز در این زمینه ارائه کرده است. مهم‌ترین فعالیت وی در سال‌های اخیر ایجاد مرکزی برای معرفی ساز تار، به نام «جایگاه تار»، بوده است. در این مرکز، سازهای قدیمی، وسایل شخصی استادان تارنواز، مضراب‌های تارنوازان قدیم و اسناد تاریخی موسیقی ایران موجود است.

«تصنیف‌های عارف»، «سه چهار مضراب»، «سیر در سیاره‌ها: بررسی گوشه‌های سیار، فواصل ممنوع و بسترهای نو»، «صد و یک پیش درآمد»، «کتاب گوشه: فرهنگ نواهای ایران»، «مجموعه آثار درویش خان»، «مجموعه آثار رکن الدین خان»، «وزن خوانی واژگانی: روشی ابداعی» و «عشق ماند» از جمله کتاب‌های منتشر شده تهماسبی است.

همچنین کتاب‌های «برنامه دشتی» اثر موسی معروفی، «ردیف آقا حسینقلی» و «ردیف عالی استاد علی اکبر خان شهنازی» هر دو اثر فرهاد ارژنگی با کوشش و ویرایش تهماسبی منتشر شده‌اند. در پنجمین جشن موسیقی ما که دی ۱۳۹۷ برگزار شد. تندیس طلاییِ آلبوم موسیقی برگزیده موسیقی سنتی و دستگاهی ایرانیِ بی‌کلام، به ارشد طهماسبی و داریوش زرگری برای آلبوم «آثار درویش‌خان» اهداء شد.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...