برای همه ما بسیار پیش آمده که در میان برج‌ها و آپارتمان‌های «نوسازِ» شهر، یکباره به بنایی قدیمی، عجیب و زیبا برمی‌خوریم که گاهی باورمان نمی‌شود سلیقه و کارِ سازندگانِ قدیم شهر تا این حد با خواسته‌ها «یا بهتر آرزوها»ی امروز ما از «خانه» و «ساختمان» مطابق است. گروه پژوهشی و انتشاراتی «معماری دوران تحوّل در ایران» ششمین کتابش را به معرفی رُلان دوبرول [Roland Marcel Dubrulle]، معمار فرانسوی اختصاص داد.

معماری رُلان دوبرول [Roland Marcel Dubrulle]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رلان دوبرول (1907 – 1983)، معمار فرانسویِ درس‌خوانده در مدرسه بوزـآرِ شهرهای لیل و پاریس است که در 25 سالگی به‌همراه همسر ایرانی و فرزند خردسالش به ایران می‌آید و در مسابقه طراحیِ «کاخ بورس تهران» شرکت می‌کند و برنده می‌شود. وی در ایران با مؤسسات و وزارتخانه‌های مختلفی از جمله شرکت سهامی کل ساختمان ایران، اداره کل صناعت، وزرات معارف (وزارت فرهنگ) همکاری داشت و هم‌زمان در دفتر شخصی خود در تهران (مشترک با مهندس محسن فروغی) نیز فعال بود. وی در یک دوره هفت‌ساله بناهای متعددی از مؤسسات تمدنی جدید را در ایران طراحی و نظارت کرد و در عین‌حال در وزارت پیشه و هنر و سپس در دانشکده هنرهای زیبا به‌عنوان مسئول کارگاه معماری تدریس می‌کرد. ازجمله پرشمار طراحی‌های اجراشده او در ایران می‌توان به: کاخ دادگستری تهران، باشگاه دانشگاه تهران، دوازده مدرسه در تهران (دبستان‌های حافظ، فردوسی، سعدی، رازی و...)، خانه ابوالحسن ابتهاج (خ مقدس اردبیلی)، خانه مصطفی عدل (خ سمیه کنونی)، خانه اصغر پناهی (خ. انقلاب)، ساختمان بانک ملی شعبه ساری و ... اشاره کرد.

کتاب «معماری رلان دوبرول» کارِ تیم پژوهشی «معماری دوران تحوّل ایران» است که به قلم بیژن شافعی (از بنیانگذاران و اعضای این گروه) با همکاری‌ِ دو معمار دیگر: ناهید بریانی و نگار منصوری، نگارش شده و جز گزارش‌های تحلیلی و تاریخی، دربرگیرنده پرشمار اسناد متنی و تصویریِ ارزشمندی است که به‌قطع برای پژوهشگر یا خواننده فارسی‌زبان تازگی خواهند داشت.

در تدوین محتوای این کتاب سوای اسناد موجود در سازمان‌های داخلی ایران ـ نظیر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، وزارت آموزش و پرورش، سازمان نقشه‌برداری کشور، سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و بسیاری مجموعه‌های شخصی افراد مختلف ـ از اسناد و مدارک مرتبطِ موجود در آرشیوهای خارج از ایران نیز ـ نظیر آرشیو ملّی فرانسه، آرشیو IFA، آرشیو Pizen، مرکز اسناد شهرداری شهر آرژانتوی (زادگاه دوبرول)، مدارس بوزـ‌آرِ پاریس، لیل و بیروت و آرشیو مجلۀ Life ـ بهره گرفته شده است.

در پیشانی کتاب می‌خوانیم: «دوبرول پس از گورکیان که شعلۀ جریان مدرنیسم در ایران را برافروخت، مشعل فروزان آن را به دهۀ سوم آغاز قرن حاضر (دهۀ 1320) سپرد. سهم او برای ایجاد بناهای مؤسسات تمدّنی جدید بیش از هر معمار دیگر بوده و نقش کلیدی در انتقال جریان معماری آرت‌دکو به سوی مدرنیسم را او ایفا نموده است. او در عین‌حال همچون گورکیان، پیش‌قراول جریان رادیکال مدرنیسم در طراحی بناهای مسکونی تهران به شمار می‌رود. دوبرول صرفاً آرشیتکت بناهای نوبنیاد نبود، بلکه در شکل‌گیری طرح‌های آمایش خصوصاً در «محلۀ وزارتخانه‌ها»ی پایتخت نقش محوری داشت. او در حوزۀ آموزش معماری نیز سرآمد بود و از بنیان‌گذاران آموزش معماری به روش مدرسۀ بوز‌ـ‌آر در ایران به شمار می‌رود. راویت حضور و فعّالیت رلان دوبرول در ایران، بخش مهمی از تاریخ معماری دوران تحوّل در ایران را شکل داده است».

مطالب کتاب به دو زبان فارسی و فرانسه است که بخش فارسی در پنج فصل با عناوین «زندگینامه»، «رلان دوبرول در خارج از ایران (سوریه و لبنان)»، «زمینه‌های مؤثر بر معماری رلان دوبرول»، «پروژه‌ها و آثار رلان دوبرول در ایران» و «معماری رلان دوبرول در ایران»، به‌همراه یک پیشگفتار و فهرست منابع و مراجع و آرشیوهای داخلی و خارجی مورد استفاده مؤلف تدوین شده است.

این کتاب علاوه بر معرفیِ تفصیلی و تحلیلی آثار معمار مذکور، در بخش‌هایی مجزا، محتوایی روشن، مستند و جامع از ریشه‌های فکری او، به‌ویژه وقایع هنری فرهنگیِ اروپای نیمه نخست قرن بیستم، ارائه می‌دهد.

چاپ نخست کتاب «معماری رلان دوبرول» در 384 صفحه مصور (رنگی) قطع رحلی تمام گلاس، توسط انتشارات معماری دوران تحوّل در ایران با بهای یک میلیون و پنجاه‌هزار تومان منتشر شده‌ است. ترجمه فارسی به فرانسه مطالب به قلم وحید شالی امینی انجام شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...