آوینی در مقام نظریه‌پرداز سینما | اعتماد


کتاب کم‌حجم محمدعلی طایی با عنوان «مرتضی آوینی و نظریه فیلم: واقع‌گرایی اسلامی به مثابه نظریه فیلم» را می‌توان همچون مقدمه‌ای هم‌دلانه و گاه انتقادی دانست برای ورود به جهان سینمایی سیدمرتضی آوینی، این مستندساز پرآوازه. سینماگری که با حضور در فضای واقعی جنگ، سعی داشت «واقعیت» را بی‌واسطه ثبت کند. کتاب اول بار به زبان ایتالیایی نوشته شده و پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد رشته «سینما، تلویزیون و تولید چندرسانه‌ای» محمدعلی طایی است در دانشگاه بولونیای ایتالیا. با مقدمه‌ «لئوناردو کوارزیما» نظریه‌پرداز و مورخ سینما بر آنکه رابطه پارادوکسیکال آوینی با «واقعیت» را بررسی می‌کند که چگونه «مرتضی آوینی در تماس بسیار نزدیک با «واقعیت» کار می‌کند و همزمان، یکی از ثابت‌قدم‌ترین و بدیع‌ترین منتقدان مفهوم کلی واقعیت سینمایی است.»

محمدعلی طایی مرتضی آوینی و نظریه فیلم: واقع‌گرایی اسلامی به مثابه نظریه فیلم

محمدعلی طایی ایستاده میان شرق و غرب، در تلاش است نگاهی بدیع و البته ‌ماندگار به نظریات سینمایی آوینی افکند و تا حد ممکن قرائتی تازه از مداخلات سینمایی‌ او ارایه دهد. به میانجی این کتاب می‌توان بار دیگر به آوینی و جایگاه سینمایی‌اش نگاهی تازه انداخت و نسبت او را با اینجا و اکنون سنجید.

محمدعلی طائی سعی دارد از خلال بررسی آثار سینمایی آوینی، به چهار پرسش «دادلی اندرو»، نظریه‌پرداز سینمایی پاسخ دهد: از نظر آوینی ماده اولیه فیلم چیست؟ چه روندی این ماده را معنادار و استعلایی می‌کند؟ معنادارترین فرمی که آن ماده متعالی مورد استفاده قرار دهد، چه می‌تواند باشد؟ نسبت این فرآیند با زندگی روزمره کدام است؟ پاسخ‌ها به نوعی یافتن آن نظرگاه سینمایی است که میان امر انتزاعی و امر انضمامی اتصال برقرار کند و راهی باشد برای آشکار شدن نسبت سینما با تاریخ و امر استعلایی. یک خوانش تاریخی از سینمای ایران که لاجرم به مفاهیمی چون «فیلم‌فارسی» و «سینمای روشنفکری» می‌رسد و رخدادهایی چون انقلاب و جنگ را در تعین‌بخشی به این مفاهیم، بررسی می‌کند؛ فهم سیر تطور نظریه فیلم در ایران برای شناخت وضعیت فرهنگی دوران معاصر. می‌دانیم که مرتضی آوینی با تاسیس مجله سوره که «رویکردی جهانی، تاریخی و انتقادی» برای خود متصور است، نقدهایی بر سینمای ایران و کارگردانان صاحب سبک دهه شصت و هفتاد شمسی، از قبیل عباس کیارستمی و بهرام بیضایی و... می‌نویسد و نظریه فیلم خود را به‌تدریج صورت‌بندی می‌کند تا نسبت خود را با وضعیت فرهنگی جامعه، روشن سازد. از این باب، آوینی متفکری است که شجاعت «موضع گرفتن» دارد، گو اینکه نقدهایی هم در همان دوران به نظریات سینمایی او می‌شود.

محمدعلی طایی، با ارجاع به نوشته‌های سینمایی آوینی که در کتاب «آیینه جادو» جمع‌آوری شده، به مساله فرم و محتوا اشاره کرده و می‌نویسد که «فرم برای آوینی بسیار مهم است و برخلاف نظریه‌پرداز رئالیستی‌ای مانند بازن، برتری فرم نسبت به محتوا را رد نمی‌کند، اما «فرمالیسم افراطی» را نیز نمی‌پذیرد.» آوینی مرزبندی محکمی با فرمالیسم مدرنیستی غالب آن زمان و همچنین عرفان‌گرایی بعضی کارگردانان دارد. او به میانجی اهمیت دادن به فرم، نگاهی کم‌وبیش کلاسیک به سینما دارد، بنابراین از آنتونیونی و تارکوفسکی تا بیضایی و کیارستمی را مورد نقد خود قرار داده و کسی چون هیچکاک را می‌ستاید. از منظر آوینی «سینما نمی‌تواند بازتاب واقعیت باشد، بنابراین واقعیت در فیلم حضور ندارد، بلکه در سینما ما در برابر واقعیتِ ساخته‌ شده توسط سینماگر هستیم. ما واقعیت سینمایی را آنچنان که خود می‌خواهیم شکل می‌دهیم، اما واقعیت بیرون از ما آنچنان‌که «خدا» خواسته است وجود دارد.» نگاه آوینی به «واقعیت»، کم‌وبیش استعلایی است. با آنکه برای او فرم یا همان ظاهر پراهمیت است و امکان بروز باطن، اما فضای انقلابی و مواجهه با جنگ، اخلاقیات و زیباشناسی مخصوص خود را طلب می‌کند و می‌توان تمنای اتصال با امر استعلایی و ضرورت گرایش به نوعی از رئالیسم اسلامی را در جغرافیای ذهنی آوینی مشاهده کرد. هر چه هست، او را می‌توان منتقد فرمالیسم و مدرنیسمی دانست که مخاطبان عام را پس می‌زند و نخبه‌گرایانه در مقابل توده‌ها می‌ایستد. برای آوینی آشتی‌ میان سینمای عامه‌پسند و سینمای روشنفکری اهمیت دارد و درنهایت به امری پارادوکسیکال ختم می‌شود، چراکه در سینمای ایران نمونه‌های موفقی که با چشم‌انداز ایدئولوژیک آوینی همراستا شود، چندان یافت نمی‌شود.

درنهایت کتاب «واقع‌گرایی اسلامی به مثابه نظریه فیلم» به میانجی قرائتی مدرن و مبتنی بر تئوری فیلمِ کسانی چون «آندره بازن» و «اندرو دادلی»، سعی دارد ظرفیت‌های فراموش‌ شده آوینی در باب نقد فیلم، مساله رئالیسم در سینما و... را آشکار کند و از یک منظر غربی، نگاهی اندازد به نظریه فیلم آوینی. در این راه محمدعلی طایی تا حدودی موفق است و صورت‌بندی قابل قبولی را ارایه می‌کند و چندان مقهور گفتارهای مسلط این سال‌ها در باب مداخلات سینمایی آوینی نمی‌شود. تلاشی که به قول مازیار اسلامی گاه در حد «نظر» باقی می‌ماند و توان نظریه‌پردازی و مفهوم‌سازی را نمی‌یابد. اما همچنان می‌توان از اهمیت کتاب نوشت و در این برهوت مطالعات قابل اعتنای سینمایی، به انتظار بسط و گسترش آن در آینده بود. اولین قدم‌ها در این راه بی‌تردید بدون خطا نخواهد بود، اما ترسیم چهره‌ای واقع‌گرایانه‌ از آوینی، دستاورد کتابی است که نابهنگام و تا حدی معاصر ماست.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...
به سه دهه نخست انقلاب نیز می‌پردازد و تا انتخابات پرحاشیه‌ی سال 1388 و آغاز دومین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هم پیش می‌‌رود... تاریخ ایران را صرفا در حیات سیاسی و حکومت صاحبان قدرت و شاهان خلاصه نکرده که در حیات جمعی مردم و زیست اجتماعی آنها نیز مشاهده و دنبال می کنند و براین اساس به بررسی دنیای ایرانی و تاریخ آن پرداخته و برای این منظور فراتر از مرزهای کنونی رفته که همانا هویت ایرانی است... آن را بستری برای شناخت و درک ایران امروز می‌سازد ...
بیشترین اخبار مربوط به مبارزه کارگران و به خصوص شوراهای کارگری در نشریات گروه‌های چپ منعکس می‌شد... نقش آیت‌الله طالقانی نیز در ترویج زبان شوراها بسیار مهم بود... منطق دیگری بر ذهنیت کارگران حکمفرما شد... کارگران اغلب از داشتن نماینده واقعی و مقتدر محروم بودند... انحلال نهاد شوراها، اخراج یا بازداشت فعالین مستقل و غیراسلامی در گسست «قدرت دوگانه» شورا و مدیریت، نقش بسیار مهمی داشت ...
نزول از نظم اخلاقی کامو به تحقیر آیرونیک ساراماگو... یکی از اولین‌ مبتلایان، مردی است که در حال رانندگی با ماشین، بینایی خود را از دست می‌دهد. این لحظه بسیار شبیه مسخ کافکاست... راننده‌ ناآرامی نمی‌کند، جیغ نمی‌کشد و شکایتی نمی‌کند. چیزی که او می‌گوید این است: «کسی من را به خانه می‌برد لطفا؟»... مدام ما را به یاد اردوگاه‌های زندانیان سیاسی می‌اندازد، به یاد بی‌عدالتی‌های کاپیتالیسم بدون اندکی خودداری، به یاد سردی و خشکی بروکراسی ...
ایرانیان کورکورانه خود را با ایده‌‎های جدید و محصولات مصرفی تطبیق ندادند، بلکه آنها را به چالش کشیدند... «اندرونی» که غربی‌‎ها به آن انگ مکان زندانی کردن و ستم به زنان زده بودند، به یکی از مراکز فعالیت سیاسی بدل شد... برنامه اصل چهارم ترومن، کمک به دختران جوان ایرانی بود تا بتوانند سلیقه خود را در دکوراسیون و مبله کردن خانه‌‎های‌شان پرورش دهند... اتاق ناهارخوری مطابق با ایده خانه امریکایی بر اساس یک خانواده کوچک پیکره‌بندی شده بود ...