جواد کاموربخشایش در نشست نقد کتاب «جوله؛ خاطرات سرهنگ پاسدار علی فرمانی» گفت: سرهنگ پاسدار علی فرمانی در بخش‌های مختلفی از کتاب، تحلیل جامعه‌شناسانه از شخصیت‌ کومله‌ها ارائه می‌دهد که به نظر من با توجه به زیست طولانی مدت راوی در کردستان و تقابل طولانی مدت با ترفندهای مختلف کومله‌ها به این نتیجه رسیده که می‌تواند چنین تحلیلی ارائه کند.


جوله؛ خاطرات سرهنگ پاسدار علی فرمانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نشست نقد کتاب «جوله؛ خاطرات سرهنگ پاسدارعلی فرمانی» به مناسبت چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس، چهارشنبه (دوم مهرماه) با حضور نویسنده کتاب عباس عابد ساوجی و جواد کامور بخشایش از سوی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران در نمایشگاه ملی دستاوردهای دفاع مقدس و مقاومت برگزار شد.

«جوله» ادغامی است از سه کتاب
در ابتدای این نشست نویسنده «جوله» درباره این کتاب گفت: بنا بود تا با نگاهی به دست‌نوشته‌های سرهنگ پاسدار علی فرمانی یک کتاب بنویسیم، ولی با خواندن این دست‌نوشته‌ها متوجه شدم باتوجه به پر مایه بودن، کم است؛ در هر صورت او توانایی داستان‌پردازی ندارد و تنها می‌تواند راوی خوبی باشد. به همین جهت بنا شد تا جلساتی بایکدیگر داشته باشیم و در کنار دست‌نوشته‌های او از دیگر خاطراتشان درباره سال‌های جنگ استفاده کنیم و نگارش این خاطرات تبدیل به کتابی با عنوان «کمین» شد.

وی افزود: در پی همین جلسات متوجه شدیم که فرمانی خاطرات تازه‌ای را به یاد آورده و بیان می‌کند، از این رو من پیشنهاد دادم کتاب دیگری نیز بنویسیم. به همین صورت این مسیر ادامه پیدا کرد و دو کتاب دیگر نیز نوشته شد. «کمین» داستان شروع فعالیت‌های این سرهنگ است و کتاب دوم «سه دقیقه تا مرگ» ادامه این روایت‌هاست و از زمانی آغاز می‌شود که فرمانی وارد سپاه شد. در کتاب سوم نیز به مسائل اجتماعی و خانوادگی این سرهنگ پاسدار پرداخته شده است.

این نویسنده با اشاره به این که با روش خود سعی می‌کرد تا فرمانی خاطراتش را به یادآورده و‌ روایت کند اظهار کرد: کتاب «جوله» ادغامی است از این سه کتاب که صفحاتی از هر کتاب حذف شده است.

او درباره عنوان این کتاب، «جوله»، بیان کرد: علی فرمانی در روایت خاطرات خود بارها از این کلمه در معنای کمین و پیش‌قراول استفاده کرده بود؛ همچنین در سال‌های جنگ به دلیل علاقه‌اش به کمین، لقب علی کمین را به او داده بودند، از این رو این نام را برکتاب نهادیم.
وی در پاسخ به این سوال که اگر چنین کتابی توسط راوی نوشته شود بهتر است یا این که داستان به واسطه فرد روایت شود و نویسنده‌ای آن را به نگارش درآورد گفت: از نظر فنی راوی باید سوم شخص باشد، اما من روش خاص خود را داشته و این توانایی را دارم که با راوی اول شخص بنویسیم. به هرحال راوی اول شخص مزایایی دارد از این جهت که گویی خود راوی می‌نویسد و احساسات و لطایف خاصی که در این میان وجود دارد باورپذیرتر است.

عابدساوجی درباره دخیل کردن احساسات خود در این کتاب بیان کرد: بنده نیز به نوعی درگیر هشت سال دفاع مقدس و این جنگ بودم تقریبا اکثر مواردی که این سرهنگ پاسدار ذکر کرد را تجربه و از نزدیک لمس کردم. مسلما نمی‌توانم بگویم احساساتم در این داستان دخیل نبود، ولی چیزی را تحریف نکردم.

«جوله»؛ روایت‌گر حوادث کردستان
در ادامه نشست نقد کتاب «جوله» جواد کاموربخشایش درباره محتوای این کتاب گفت: این اثر عمدتا مربوط به حوادث کردستان است و از منظر جدیدی این اتفاقات روایت می‌شود و حدود ۲۹۲۰ روز از حضور راوی در جنگ و مناطق مختلف کردستان به تصویر کشیده شده است.

نویسنده «نامی که ماند» با اشاره به این که دهه ۶۰ دهه پر افت وخیزی بود و گروه‌ها و احزاب مختلف همانند کومله یا دموکرات تحرکات ضد انقلابی خود را شروع کرده و با نظام نوپای جمهوری اسلامی به تضاد پرداختند، بیان کرد: در کتاب «جوله» با روایت‌های خاص علی‌ فرمانی روبه‌رو هستیم که از دید من سنت‌شکنی در خاطره‌نگاری محسوب می‌شود. یعنی جزئیاتی که در این کتاب به زحمت آقای ساوجی و با حافظه خوب آقای فرمانی رقم خورده نکته قابل تامل و از وجوه ممیز این کتاب است.

وی افزود: در بخش اول کتاب به زیست فرهنگی و اجتماعی راوی در یک شرایط بسیار سخت اقتصادی پرداخته شده است و به زندگی ایشان در قروه مربوط می‌شود. با این که راوی شرایط زیست خود را روایت می‌کند اطلاعات مفیدی درباره آداب و رسوم و سنن این منطقه ارائه می‌دهد؛ به نظر من تابلوی درستی از مظلومیت و فقر مردم این خطه ترسیم می‌کند. در کنار آن نویسنده نیز فقر خانواده خود را نیز به خوبی به تصویر کشیده است و در عین حال صفا و صداقت مردم کرد را نیز شاهد هستیم.

کاموربخشایش همچنین گفت: علاوه بر این‌ها در این کتاب با تصویر درست و قابل باوری از فضای ملتهب کردستان روبه رو هستیم و به نظر من نکته مهمی است که فرمانی در چنین فضایی بخشی از فعالیت‌های حزب دموکرات و کومله را در بخشی از این منطقه وسیع به تصویر بکشد. راوی در بخش‌های مختلفی تحلیل جامعه‌شناسانه از شخصیت‌ کومله‌ها نیز دارد که به نظر می‌رسد با توجه به زیست طولانی مدت راوی در کردستان و تقابل طولانی مدت با ترفندهای مختلف کومله‌ها به این نتیجه رسیده که می‌تواند چنین تحلیلی ارائه کند.

او در ادامه بیان کرد: همچنین روش جنگ این گروه را نیز به خوبی روایت می‌کند که چگونه مردمان ساده، صمیمی و صادق کردستان را برای مقاصد خود به خدمت می‌گرفتند و خود آن‌ها به چه علت می‌جنگیدند.

بیان حقیقت‌های تلخ جامعه با زبانی طنز در «جوله»
نویسنده «آینه جویبار» با اشاره به شخصیت خود راوی که در قسمت‌هایی جدی است و در بخش‌های چهره طنز به خود می‌گیرد گفت: در لابه لای این کتاب طنز تلخی وجود دارد. از این رو که فرمانی حقیقت‌های تلخ جامعه را با زبانی طنز معرفی کرده است که یکی از ویژگی‌های این کتاب است. صراحت لهجه راوی نیز از دیگر ویژگی‌های این اثر به شمار می‌رود.

وی ضمن بیان این که «جوله» جذابیت‌های خاص خود را دارد از این رو که موضوع آن ویژه‌ است انتقادات خود را به این اثر چنین بیان کرد: این کتاب چاپ نشده است و کپی بوده و به صورت افست ارائه شده است که امیدوارم چنین نسخه‌ای به بازار ارائه نشده باشد. نکته بعدی این است که تکلیف راوی در این کتاب مشخص نیست و اگر آقای عابدساوجی نکته‌هایی را در خصوص گفت‌وگوی خود با فرمانی در مقدمه بیان می‌کرد ما شاهد زحمات پنهانی نویسنده در تدوین این اثر قرار گرفته و ارزش آن برای ما بیشتر می‌شد.

او با اشاره به این که فضای «جوله» بیشتر حول محور کردستان و جنگ است و در خصوص مرخصی و دیدارهای راوی با خانواده، سختی‌های که بر همسر ایشان رفته توضیحاتی ارائه نمی‌شود گفت: این کتاب نگاهی مردانه دارد و آن احساس و عاطفه زلالی که می‌توانست این متن را باورپذیرتر کند و این حس را ایجاد کند که خانواده فرمانی در مقابل کومله قرار دارند، وجود ندارد و در این کتاب تنها شاهد حضور یک نفر هستیم.

جواد کاموربخشایش با اشاره به این که با خواندن این کتاب به تصویر دقیقی از فضای ملتهب کردستان رسیدم گفت: نکته دیگر درخصوص انتقادات وارده از دیدگاه من به این اثر عدم رعایت ترتیبی وقایع تاریخی است و فکر می‌کنم به علت ادغام سه اثر در یک کتاب باشد. همچنین یکی دیگر از ابهاماتی که در این کتاب وجود دارد درباره علت موجی شدن علی فرمانی است که به صورت مشخص به آن اشاره نشده است.

عباس عابدساوجی در پاسخ به انتقادات کاموربخشایش اظهار کرد: درباره موج گرفتگی آقای فرمانی توضیحات پراکنده‌ای ارائه دادم و شاید به دلیل جابه جا شدن و ترکیب متن‌ها شما متوجه این موضوع نشدید؛ همچنین درباره برخی از مسائل خانوادگی او نیز مطالب کوتاهی را روایت کردم.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...