• 14 فروردین 1401

    نیمدانگ-پیونگیانگ-در-گفتوگو-با-رضا-امیرخانی

    حدود ۳۰ هزار نسخه... اگر کوری واقعی در دنیا اتفاق بیفتد... در مورد کره شمالی همه می‌دانند که می‌خواهی برگردی؛ مسئله این است که امکان ورود نداری... حزب مؤتلفه با حزب کارگر کره شمالی به یک معنا خواهرخوانده هستند... در شوروی هر کسی که فارسی می‌دانست، یک کار امنیتی با ایران داشت... تحریم با خودش تک‌صدایی می‌آورد و غلاف ذهنی دور مغز ایجاد می‌کند که ما در تحریم باید موفق بشویم. کسی به فکر حذف تحریم نیست، فقط به فکر این است در تحریم بماند و موفق شود!... «جنگ‌سالار» هیچ وقت به پایان جنگ فکر نمی‌کند ...

  • 28 آذر 1400

    نگاهی-به-چای-سبز-در-پل-سرخ-رضا-عطایی

    عصر دولت_ملت‌ها حکایت از واقعیت‌های دیگری هم دارد و نمی‌توان تنها با نگاه‌ فانتزی و شاعرانه به ایران و افغانستان، به موضوعات آن‌ها نگریست... رمان‌های تازه چاپ نشرهای ایرانی روی قفسه‌ها چیده شده بود... بازنمایی موضوع مهاجران ذیل دو محور تجربه «افغانی‌بودن» در ایران و تجربه «ایرانی‌گک‌شدن»... تجربه تلخ «افغانی‌بودن» در ایران... ما «شیعه‌ها» همیشه در افغانستان انگ ایران را به پیشانی‌مان داریم... بعضی از نسل دوم سومی‌های مهاجر وقتی به افغانستان می‌روند به خاطر لهجه‌ی ایرانی‌شان مسخره می‌شوند ...

  • 19 تیر 1400

    مروری-بر-تسخیر-تمدن-فرنگی-حمیدرضا-یوسفی

    سردبیر هفته‌نامه ادبی «طوفان»...دکترا از دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه لندن... نایب‌ تولیت آستان قدس رضوی... عضو شورای عالی فرهنگ، عضو هیئت‌امنای کتابخانه سلطنتی... فکلی، ایرانی بی‌شرم و نیمه‌زبانی است که کمی زبان فرنگی و از آن کمتر فارسی یاد گرفته و مدعی است که می‌تواند به زبانی که آن را نمی‌داند تمدن فرنگستانی را که نمی‌شناسد برای ما وصف کند... فقیه‌نمایی خوش عبا و قبا، کوتاه‌ریش و کوچک‌عمامه است که چند کلمه‌ فارسی و عربی‏ یاد گرفته و سی، چهل کتاب از نویسنده فرنگی خوانده ...

  • 22 خرداد 1398

    چرنوبیل-روی-چه-انگشت-گذاشت-و-چه-چیزی-را-ندید

    در فقدان یک روایت از چرنوبیل، سازندگان سریال از طرح کلی فیلم‌های با موضوع فاجعه استفاده کرده‌اند. تعدادی فرد مخوف فاجعه‌ای را رقم می‌زنند و تعدادی فرد شجاع و همه‌چیزدان در نهایت اروپا را نجات می‌دهند... در حقیقت، فاجعه حاصل یک ارتقا یا حتی چند ارتقا نبود. حاصل یک رییس سواستفاده‌گر و شر هم نبود. نظام بود. نظامی ساخته شده از مردان و زنانی باری به هر جهت، که سمبَل می‌کرد، به ملاحظات بی‌توجهی می‌کرد و در نهایت رآکتور هسته‌ای خودش را بدون هیچ دلیل موجهی منفجر کرد... هزینه این دروغ‌ها، دروغ‌های بیشتر ...

  • 17 تیر 1397

    سخنرانی-کازوئو-ایشیگورو-در-مراسم-اهدای-نوبل

    موهایم تا شانه‌هایم می‌رسید و سبیلی مثل راهزن‌ها داشتم... نقشه ریخته بودم ستاره راک شوم... بیتلز، انقلاب جنسی، اعتراضات دانشجویی، «چندگانگی فرهنگی» بیخ گوش‌مان بودند... کسی به ژاپنی‌ها اهمیتی نمی‌داد... آرزویم این بود که ژاپنم را در داستان دوباره بسازم تا مصون بماند... ترانه با صدای امریکایی ولگرد خشنی خوانده می‌شود که مطلقا اهل در میان گذاشتن احساساتش نیست... احساس می‌کردم به قلب نیروی تیره‌وتاری که نسل من زیر سایه‌اش بزرگ شده‌اند، نزدیک شده‌ام... من خوش‌بینم ...

  • 09 بهمن 1395

    سینما-و-ادبیات-در-گفتوگو-با-هوشنگ-مرادی-کرمانی

    سر کلاس علی حاتمی و سعید نیک‌پور و داود رشیدی و نصرت کریمی بوده‌ام... حتی نقش سیاهی‌لشکر هم به من نمی‌دادند... زبان‌ها، لهجه‌ها و فرقه‌های مختلفی که داریم یاد نگرفته‌اند همدیگر را دوست داشته باشند... هر کسی بعد از 12 سال شکل شغلش می‌شود... اگر کتاب درسی را تکان دهید، اخلاقیات و نصیحت از آن شره می‌کند!... پینوکیو خیلی شبیه ایتالیایی‌هاست، الیور توئیست خیلی انگلیسی... معاون وزارتخانه گفت ما دنبال یک دانش‌آموز پاستوریزه‌ایم... دنبال چاپ قدیمی‌اش هستند چون فکر می‌کنند چاپ جدیدش سانسور شده ...

Loading
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
این خمودگی، انگار آغاز یک نوع اضمحلال اخلاقی شده... بزرگ‌ترین انحراف در ادبیات جنگ با کتاب «دا» آغاز شد... صاحبخانه جنگم و نه مستاجر جنگ... ضدجنگ در جایی اتفاق می‌افتد که مردم از جنگ پشیمان باشند. در آلمان بعد از جنگ جهانی دوم، گروه 47 که تشکیل می‌شود، هانریش بل و عده‌ای دیگر عضو آن گروه بودند، ادبیات ضدجنگ را تبلیغ می‌کردند، پشیمان بودند، کشور آنها تبدیل به ویرانه شده بود... بعد از انقلاب، ادبیات و سینما از هم دور شدند ...
سی‌سال مصرف کننده مواد مخدر بودم... راهزنان قدیمی با خودشان عهد می‌بستند چهل کاروان را سالم به مقصد برسانند تا توبه شان پذیرفته شود... اگر این کتاب باعث شود یک خانواده راه درمان را پیدا کند، آیا از آبروی من ارزشش بیشتر نیست؟... یک چهارم بچه‌های ما شیشه را ترک کردند... همه ما سوار یک کشتی هستیم... بیشترین افرادی که به من مراجعه کردند از قشر دانشجو بود... یاد گرفتم ببخشم... در مورد جهان‌بینی صحبت می‌کنیم. تا فکر و اندیشه عوض شود ...
پدرش آنها را به‌خاطر زنی جوان‌تر از مادر ترک کرد... با نوشتن خاطراتش می‌خواست از زنان دیگری جز خودش حرف بزند... شاید میلر زن‌ها را صرفاً برای خوشگذرانی کوتاه خود در نظر داشت و این‌گونه خطابشان می‌کرد، ولی تأثیر حضور نین در زندگی میلر، خلاف تفکر و تصورات میلر درباره‌ی زنان را به او اثبات کرد... نگاه هالیوود به زن بیش از هر چیز جنسی است... خود را جای هریک از آنها می‌گذارد و علت کنش‌هایشان را روایت می‌کند ...
خاتمی از سوی امام‌ به‌عنوان نماینده ولی‌فقیه در کیهان انتخاب شد... جریان راست دارد کودتایی خزنده علیه جریان چپ خط امامی و انقلابی می‌کند... مهاجرانی، معاون پارلمانی دولت سازندگی از مذاکره مستقیم ایران و آمریکا دفاع می‌کند... گفتم بحث مذاکره با آمریکا از نظر من خط قرمز است... وقتی عصبانی می‌شود خیلی بددهنی می‌کند... کاری که کیهان کرد، بازجویان اوین نکردند... کل دیالوگ فیلم مخملباف را در کیهان چاپ کردیم ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...