ابراهیم حسن‌بیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد.

پشت صحنه نوشتن حسن‌بیگی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسن‌بیگی در این کتاب روایتی بی‌پرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار را بازگو کرده است.

نکته قابل توجه درباره این روایت، نگاه منتقدانه نویسنده به خود است؛ هرچند حسن‌بیگی در این اثر خود را از نگارش هیچ کدام از این ۹ داستان بلند پشیمان نشان نداده است اما به‌مانند یک منتقد درباره ناکامی‌هایش در به سرانجام رساندن یک اثر و عرضه آن در قالب‌های مختلف و حتی در بازارهای بین‌المللی صحبت کرده است.

کتاب همچنین روایتی درس‌آموز درباره شیوه‌های کشف سوژه، پروراندن پیرنگ داستان، پرورش رشد شخصیت و... را در قالب روایت‌های مستند بازگو کرده است.

او در همین زمینه در بخشی از مقدمه این کتاب می‌نویسد: دنیای ذهنی نویسندگان گاهی زیباست و گاهی زشت. گاهی نرم و هموار و گاهی زمخت و سنگلاخ. گاهی می‌شود در آن سیر و سفر کرد و از بودن در آن لذت برد. گاهی هم شهری است جنگ‌زده و بحرانی.

این کتاب همچنین با مقدمه‌ای از محمدرضا بایرامی نویسنده معاصر همراه شده است. او در بخشی از آن آورده است: «در غرب سنتی است به نام اعتراف و در شرق سنتی به نام کتمان. هر دو هم جایگاه دینی دارند و سرجای خودشان محترم‌اند. سنت شرقی اما باعث شده هنرمندان ما کمتر از خودشان بگویند. خود آنها را هم شاید بتوانیم به بهترین شکل در نوشته‌هایی از این دست بیابیم و از این جهت هم یادداشت‌هایی از این دست مغتنم هستند.»

کتاب «پشت صحنه نوشتن» در ۱۳۲ صفحه با قیمت ۲۶۵ هزار تومان در نشر کتاب تداعی منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...