انتشارات معین چاپ هفتم مجموعه «طهران قدیم» اثر جعفر شهری را منتشر و راهی بازار نشر کرد.

طهران قدیم جعفر شهری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ اول مجموعه ۵ جلدی «طهران قدیم» سال 71 عرضه شده و حالا عرضه چاپ هفتمش پس از 15 سال انجام شده است.

کتاب طهران قدیم، دارای اطلاعاتی درباره وقایع، آداب و رسوم و مشاغل در تهران است و بسیاری از مطالبش دربرگیرنده خاطرات ایام کودکی نویسنده هستند. شهری بر واقعی‌بودن مطالب این کتاب تاکید داشته و آنها را دائره‌المعارفی درباره تهران عنوان می‌کند.

این‌پژوهشگر در چهار جلد اول، به محلات تهران و حدود آن‌ها، انواع پیشه‌ها، برخی عمارات، تعزیه‌خوانی و عزاداری محرم، پهلوانان مشهور، برخی از مظاهر تمدن جدید، مساجد، بقاع، نمایش، قهوه‌خانه‌ها، انواع سرگرمی‌ها، طب و طبابت، جشن‌ها، نوروز، نذورات، مراسم مربوط به خواستگاری، اسامی ماه‌های شمسی و قمری، برخی از احکام دینی، علوم غریبه، سنن و عقائد، تعلیم و تربیت کودکان، آرایش و پوشش و رفتار مردم پرداخته است.

جلد پنجم «طهران قدیم» هم به موضوع آشپزی تهرانی‌های قدیم اختصاص دارد و در آن، از انواع اطعمه و اشربه، مربا، ترشیجات و خواص خوراکی‌ها نوشته شده و دستورالعمل تهیه انواع غذاها با ذکر جزئیات شرح داده شده است.

برخی از منتقدان، این کتاب را نوعی دانشنامه فرهنگ و زبان عامیانه مردم تهران در آغاز قرن بیستم دانسته‌اند و با آثار هدایت در فولکلور قابل مقایسه دانسته‌اند. شهری به شرح آیین‌ها و مراسمی توجه کرده که برخی از آنها امروزه برگزار نمی‌شوند و از مشاغلی یاد کرده که دیگر وجود ندارند.

مجموعه ۵ جلدی این‌کتاب با قطع وزیری، در یک قاب کلی، با مجموع قیمت ۶۰۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...