کتاب «مقدمه بر تئاتر» نوشته اورلی هولتن با ترجمه محبوبه مهاجر توسط انتشارات سروش به چاپ دهم رسید.

به گزارش مهر، این‌کتاب ملهم از تجارب نگارنده و مشکلاتی است که وی در تدریس این درس به گروهی دانشجو داشته و هدفش از نوشتن آن، نظرش درباره نوعی بودن احتمالی آن دسته دانشجو بوده است. اورلی هولتن تلاش کرده در این کتاب، دست معلم را در کلاس تا حدود زیادی باز بگذارد و افکار و نگرش هایی را عرضه کند؛ به این امید که اگر موافق نیز نیفتد دست کم مورد تفکر و بحث قرار بگیرند.

کتاب پیش‌رو عمدتا سوالاتی از این دست را مطرح می‌کند: تئاتر چیست؟، کارتئاتر چیست؟، طرز کار آن چگونه است؟، تماشاگر چه انتظاری باید از تئاتر داشته باشد؟، این کتاب صرفاً در ارتباط با این پرسش ها به تاریخ تئاتر می پردازد. بنابراین پیش از هر چیز برای استفاده دانشجویان و برای یک دوره شناخت تئاتر در نظر گرفته شده است. نویسنده این اثر امیدوار است کتابش با چنین ساخت و ترکیبی برای فارغ التحصیلان آتی رشته تئاتر نیز به عنوان یک زمینه کلی و عمومی مفید باشد.

«مقدمه بر تئاتر» کتابی است که تئاتر را همچون عملی ارتباطی می داند که کارکردهای مشترکی با دیگر هنرها دارد و می‌کوشد پیام‌های مشابهی برساند. ساخت و شیوه برخورد کتاب بازتاب همین پیش فرض است به این‌معنا که هم قرابت‌هایی با انواع مدل‌های ارتباطی دارد و هم در طرز تلقی رایج در بسیاری از رشته‌ها که هر روز اهمیت بیشتری نیز پیدا می‌کند، شریک است و آن اینکه رفتار همه آدمیان یا اکثر آن‌ها حاوی پیام و نمادین است.

چاپ دهم این‌کتاب با ۲۹۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۵ هزار تومان عرضه شده است.

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...