حامد صحت از ترجمه و انتشار کتاب «سینمای لی چانگ دونگ» [Lee Chang-dong] نوشته کیم یونگ جین [Kim Young-jin] از سوی نشر یکشنبه خبر داد.

سینمای لی چانگ دونگ» [Lee Chang-dong] نوشته کیم یونگ جین [Kim Young-jin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، حامد صحت مترجم، با این توضیح که لی چانگ دونگ در مقام کارگردان جایگاه ویژه‌ای در سینمای کره دارد گفت: او قبل از پرداختن به فعالیت سینمایی به‌عنوان رمان‌نویس شناخته می‌شد و با فیلم «ماهی سبز» خود را در این عرصه مطرح کرد.

او با بیان این که مخاطب فیلم‌های لی چانگ دونگ می‌تواند ماهیت فیلم را به‌عنوان یک رسانه مورد پرسش و واکاوی قرار دهد، افزود: او فقط ۶ فیلم ساخته و با این که فیلمسازی را از میان‌سالی آغاز کرد کارگردان عجیب و غریبی محسوب می‌شود. مثلا ادعا می‌کند در پایان فیلم اجازه نمی‌دهد تماشاگر گریه کند و جلوی او را می‌گیرد تا بگوید فقط یک فیلم تماشا کرده و رسانه فیلم، یک دروغ بزرگ است.

صحت با این توضیح که چانگ دونگ در دوره‌ای وزیر فرهنگ دولت کره بوده، ادامه‌داد: او فیلمسازی را یک کار دردناک می‌داند. به‌ویژه پروسه فیلمبرداری را، چون احساس عذاب دارد با بازیگران به یک روش خاص کار می‌کند و بازیگران به مرحله جنون می‌رسند وقتی در فیلم او بازی می‌کنند.

او با بیان این که کیم یونگ جین که مطالب کتاب را جمع‌آوری کرده با کارگردانان پیشرو کره‌ای مصاحبه داشته است، گفت: در مصاحبه‌ای که او با چانگ دونگ انجام داده نیز با نگاه و جهان‎بینی این هنرمند آشنا می‌شویم. مقدمه‌ای نیز توسط یونگ جین درباره زندگی و فرازونشیبی که این هنرمند طی کرده تا به سینما رسید ارائه شده است. کتاب حاوی چهار مقاله به‌علاوه مطالبی همچون «درباره کارگردان» و «زندگینامه» نیز هست. زمانی که این کتاب نشر یافته لی چانگ دونگ فقط سه فیلم ساخته بود برای همین چهار مقاله به این کتاب افزودم تا تمامی آثارش مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته باشد.

«تصدیق شی گم شده: آب‌نبات نعنایی و پایان رویای ترقی» نوشته تاد مک‌گاون، «آفتاب هم‌گرا: استعاره در سینمای لی چانگ دونگ» نوشته زاخاری سون، «سینمای نئورئالیستی کره جنوبی و فیلم «شاعری» لی چانگ دونگ» نوشته هیرهیونگ هوانگ و «تحلیل مختصر مولفه‌های زبان هنری سینمای لی چانگ دونگ- با نگاهی به فیلم سوختن به عنوان یک نمونه» نوشته دونمین شی و زونگ‌وی ژانگ عناوین مقالات هستند که هر کدام نگاهی متفاوت به سینمای این کارگردان و یکی از فیلم‌هایش دارد.

[کتاب «سینمای لی چانگ‌دونگ» اثر کیم یونگ‌جین با ترجمه‌ی حامد صحت در 160 صفحه و با قیمت 75هزار تومان توسط نشر یکشنبه منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...