کتاب «دنیای راکت‌ها و موشک‌ها» به قلم سه محقق [محمد رزازان، علی اصلانی، سید علیرضا شوبیری] و توسط انتشارات هوانورد روانه بازار کتاب شد.

دنیای راکت‌ها و موشک‌ها در 290صفحه

به گزارش خبرنگار مهر، این‌کتاب با مبنا قراردادن زندگینامه‌های دانشمندان پیشرو صنعت موشکی در میانه سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۷۰ میلادی، با یک‌تیر، دو نشان زده است؛ هم زندگی‌نامه بزرگان تاریخ علم‌وصنعت را ارائه کرده و هم تاریخ صنعت موشک را مرور کرده است.

در معرفی این‌کتاب آمده است:

«صنعت موشکی در قرن بیستم خلاف تصور عامه؛ نه از افکار و رویکردهای جنگاورانه، بلکه از رؤیای بشر برای سفر به ماه و فرار از جاذبه زمین شروع شد. تا قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، فقط همین‌ایده بر تلاش‌ها حاکم بود، اما با به‌قدرت رسیدن نازی‌ها در آلمان، صنعت موشک‌سازی در این‌کشور عملاً نه برای رسیدن به ماه، بلکه برای تولید سلاحی مخرب برابر متفقین متولد شد. پس از جنگ جهانی دوم اگرچه موشک دیگر به‌عنوان یک‌سلاح جا افتاده بود، اما ایده قدیمی سفر به فضا با استفاده از آن با همت دانشمندان بزرگ موشکی در روسیه و آمریکا به تحقق پیوست.»

ایده استقرار ماهواره در مدار اطراف سیاره زمین، عمری به‌اندازه دانش مکانیک نیوتنی دارد. اما آن‌چه باعث شد این‌ایده به منصه ظهور برسد، اختراع موشک بود. مهندس سیدعلیرضا شوبیری از نویسندگان این‌کتاب در این‌باره می‌گوید: «چموشک در ماهیت خود یک سلاح است و سلاح وسیله‌ای است برای جنگ و درگیری؛ اما در بین همه تسلیحات تاریخ بشر، هیچ سلاحی به اندازه موشک در عالم توفیقات و پیشرفت‌های مدنی از خود رد پا به جا نگذاشته است.»

شوبیری همچنین درباره کاربردهای نظامی موشک‌های می‌گوید: هیچ‌سلاحی به‌اندازه موشک – به‌خصوص موشک بالستیک – در جلوگیری از منازعات تمام‌عیار بین کشورها و همچنین جلوگیری از تجاوز قدرت‌های بزرگ‌تر به کشورهای دیگر نقش ایفا نکرده است. در هرحال، اگر بپذیریم تسلیحات می‌تواند به‌نوعی بازدارندگی هم داشته باشد، موشک در دنیای تسلیحات، بالاترین کارایی را در زمینه بازدارندگی از خود نشان داده است. تا اینجای تاریخ موشک بیشتر در جلوگیری از جنگ مؤثر بوده تا وقوع جنگ. شاید برای بسیاری از صاحب‌نظران حوزه صلح جهانی حتی خواندن عنوانی که موشک را به صلح ارتباط دهد، غیرقابل هضم باشد؛ اما به هرحال بعید است اصل این‌موضوع قابلیت انکار داشته باشد.»

نویسنده کتاب مورد اشاره معتقد است در بحث پیش‌رو، مثال ملموس‌تر و امروزی‌تر، شاید خود ایران باشد. که اگر نبود توان موشکی بازدارنده موشکی جمهوری اسلامی؛ شاید ایران حداقل در 15 سال اخیر بارها مورد تاخت و تاز کشورهایی مثل آمریکا یا حتی نیروهایی مثل طالبان و داعش قرار گرفته بود.

کتاب «دنیای راکت‌ها و موشک‌ها» با ۲۹۰ صفحه و قیمت ۸۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...