کتاب «شهد شهادت» با نگاهی به زندگی قدرت‌الله چگینی، شهید شاخص فرهنگی کشور با گردآوری سیدحسین معصومی به زیور طبع‌آراسته شد.

شهد شهادت زندگی قدرت‌الله چگینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، دوازدهم شهریور ماه مصادف بود با سالروز ترور قدرت‌الله چگینی شهید شاخص فرهنگی کشور در سال ۱۳۹۵ است. کتاب شهد شهادت مجموعه خاطرات یاران این استاد شهید است که به همت سیدحسین معصومی گردآوری و منتشر شده است. به همین مناسبت با معصومی گردآورنده کتاب شهد شهادت درباره شهید قدرت‌الله چگینی به گفت و گو نشته ایم.

معصومی در ابتدا درباره انگیزه گردآوری خاطرات یاران استاد شهید چگینی پس از چهار دهه از شهادت وی، گفت: شهید چگینی از سال ۱۳۵۲ تا سال ۱۳۵۶ در فعالیت‌های فرهنگی در الیگودرز خدمت کرد و این چهار سال، جلسات تفسیر قرآن، درس اخلاق و رفتار و منش او بزرگترین و عمیق ترین تحول روحی و معنوی را در بین جوانان و نوجوانان و نیز دیگر اقشار مردم منطقه ایجاد شد.

وی افزود: در حقیقت دلیل نوشتن و گردآوری این کتاب تعمیم فعالیت‌های انقلابی و نیز اخلاقی وجود او بود که آن زمان در شهر ایجاد شد. این اثربخشی همانگونه که در خاطرات یارانش در مجموعه شهر شهادت آمده است پس از بیش از ۴۰ سال هنوز هم به طور موثر خودنمایی می کند.

این نویسنده درباره اینکه‌ آیا آثار دیگری درباره شهید چگینی منتشر شده است؟ نیز گفت: بله چون او اهل شهرستان قزوین بود در سال های گذشته دو کتاب با عنوان «معلم شهر» و «خیابان تبریز» در مورد او منتشر شده است. علت نامگذاری خیابان تبریز برای یادنامه آن شهید بزرگوار خیابانی است با همین نام در قزوین که استاد شهید در آن خیابان توسط منافقین در سال ۶۰ ترور شد. البته کتاب دیگری باعنوان جاودانه ها زندگی شهیدان رجایی، بابایی، ابوترابی، لشکری، پاساز، شیرینی توسط انتشارات طاها نیز منتشر شده است که به شهید چگینی نیز اشاره دارد.

معصومی درباره اینکه ضرورت انتشار کتاب شهد شهادت با توجه به وجود سه کتاب دیگر چه بوده است؟، گفت: کتاب‌های مذکور صرفاً خاطرات استاد شهید در قزوین را مطرح کرده است و اگر به خاطرات حضور وی در الیگودرز اشاره شده باشد بسیار ناقص است و با توجه به تلاش های علمی اخلاقی مذهبی این استاد عزیز در شهرستان الیگودرز ضرورت انعکاس بخشی از خاطرات الزامی بود. بنابراین گوشه‌هایی از خدمات آن بزرگ مرد در راه اهداف انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی (ره) و ترویج احکام نورانی دین در این مجموعه آورده شده است.

وی در توضیح بیشتر شرح زندگی شهید چگینی در کتاب شهد شهادت، گفت: پس از بزرگداشت سالروز شهادت استاد شهید چگینی در سال ۱۳۹۸ که در قزوین و به همت ریاست محترم سازمان تبلیغات وقت استان قزوین برگزار شد در همان جلسه توسط دوستان الیگودرزی تصمیم بر گردآوری خاطرات گرفته شد. این مجموعه خاطرات برای سالروز شهادت ایشان در سال ۱۳۹۹ آماده شد و هم در شهرستان قزوین با حضور نماینده ولی فقیه، امام جمعه محترم شهر قزوین و هم در شهرستان الیگودرز با حضور یاران شهید و امام جمعه محترم الیگودرز از کتاب رونمایی شد.

کتاب شهد شهادت با نگاهی به بخشی از زندگی شهید قدرت‌الله چگینی با تیراژ ۱۰۰۰ جلد در ۱۹۶ صفحه توسط انتشارات کوروش شهریور ماه سال ۱۳۹۹ در قطع رقعی به زیور طبع آراسته شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...