کتاب «روزهای دشوار مبارزه» به کوشش محمدمحسن مصحفی توسط انتشارات سوره مهر منتشر و در نمایشگاه مجازی کتاب تهران در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

روزهای دشوار مبارزه محمدمحسن مصحفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، انتشارات سوره مهر «روزهای دشوار مبارزه»، شامل خاطرات علی تمسکی، از مبارزان و فعالان انقلابی استان همدان را روانه کتابفروشی‌ها کرد. این اثر که در قالب تاریخ شفاهی به بررسی اوضاع پیش از انقلاب و فعالیت‌های مدنی برای تغییر شرایط می‌پردازد، در واقع بخشی از تاریخ ناگفته شهرستان‌ها و استان‌های کشور در زمینه انقلاب است.

خاطرات علی تمسکی که به کوشش محمدمحسن مصحفی نوشته شده، حاصل تلاش دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری است که در شش فصل تنظیم شده است. خاطرات تمسکی در این کتاب از دوران نوجوانی و تحصیل در همدان آغاز می‌شود و سپس به بخش مبارزه با رژیم پهلوی، زندان‌های ساواک، خاطراتی از مبارزان انقلابی، دوره زندانی شدن در زندان قصر، پیروزی انقلاب و پس از آن اختصاص دارد.

در بخشی از مقدمه این کتاب می‌خوانیم: خاطرات آقای علی تمسکی، تصویری خواندنی و قابل لمس از سرگذشت افرادی را پیش چشم می‌نهد که در دهه‌های 1340 و 1350 شمسی، دوران نوجوانی و جوانی خود را زیر سایه رژیمی سپری کردند که نه تنها ارتباطی با آنها نداشتند، بلکه هیچ تناسب و شباهتی بین ارزش‌ها و آرمان‌های خود و آن رژیم نمی‌دیدند. جوانانی که در صدد تغییر شرایط جامعه و مقابله با رژیم حاکم برآمدند و خیلی زود به یکی از پایه‌های شکل‌گیری انقلابی فراگیر، مذهبی و سیاسی تبدیل شدند که دگرگونی بنیادین شرایط را به همراه آورد. از این رو به نظر می‌رسد این خاطرات علاوه بر آنکه حاوی اطلاعات و داده‌های تاریخی ارزشمندی است، مواد اولیه مناسبی را نیز برای برخی پژوهش‌های جامعه‌شناختی؛ مرتبط با سال‌های مورد بحث؛ در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

خاطرات آقای علی تمسکی تصویری از مجالس مذهبی و محافل و شبکه‌های ارتباطی که در شکل دادن به افکار جوانان در آن دوران نقش مهم داشتند، به دست می‌دهد. ضمن اینکه راوی شرایط سیاسی، مذهبی و اجتماعی شهر زادگاه خود، همدان، را به روشنی برای مخاطب تشریح می‌کند. ...

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...