محمد پناه زاده | دین آنلاین


کتاب «یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle] اثر عکاس و مستندساز ایرانی حسن سربخشیان (با همکاری پروانه وحیدمنش) است که در قامت یک سند تاریخی در زمینه وضعیت حقوق اقلیت‌های مذهبی در ایران منتشر شده است.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

این کتاب یکی از زیباترین و پیچیده‌ترین داستان‌های ناگفته زمان ما را به تصویر می‌کشد. جامعه غرب اغلب یهودیان در ایران را جامعه‌ای اسیر و تحت ستم تصور می‌کنند که در داخل کشور خود بیگانه‌اند و در عین حال از ترک آن نیز محروم شده‌اند.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

کتاب یهودیان ایران مجموعه مصوری ست از ایران قرن 21 که نمای منحصربه‌فردی از جامعه یهودیان ایرانی را ارائه می‌دهد. نمایی که معمولاً برای دنیای غرب ناشناخته است.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

این کتاب نمایشگاهی سیار از وضعیت زندگی روزمره یهودیان محسوب می‌شود که توانسته در بخش مربوط به ایران که در ده شهر عکاسی شده، مناسبات حیات اجتماعی یهودیان را به تصویر بکشد. سیمایی از آداب، مناسک و عبادات یهودیان و اینکه چگونه این اقلیت مذهبی، با وجود زندگی در جامعه اسلامی درحال زیست است.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

سربخشیان و وحیدمنش پس از جلب اعتماد بسیاری از یهودیان اجازه پیدا کردند تا درباره‌ لحظات زندگی شخصی خانواده‌ها و جشن‌های آنان اسنادی را جمع آوری کنند. به همین دلیل کتاب حاضر توانسته به لایه‌های مختلفی از زندگی و مناسبات اجتماعی یهودیان بپردازد.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

در یکی از این عکس‌ها، پزشکی یهودی در بیمارستان دکتر سپیر در تهران، کودک تازه متولد شده‌ای را در دست دارد. در حاشیه آن آمده است این بیمارستان نخستین مرکز درمانی و خیریه یهودی است که با بیش از ۵۰ سال سابقه هم مسلمانان و هم یهودیان را درمان می‌کند. سربخشیان می‌گوید این تصویر برای من نمایی از آینده است.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

در بخش‌های مختلفی از این کتاب نشان داده می‌شود که یهودیان در ایران برای انجام آزادانه مراسم مذهبی خود مجاز هستند و علاوه بر اینکه مناسک جمعی و مذهبی خویش را برپا می‌دارند در ناخودآگاه و احساسات جمعی شان باعث می‌شود پیوند محکمی با کشور خود [ایران] احساس کنند.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

ضمن اینکه، جامعه یهودیان در مجلس ایران نماینده‌ی‌ دائمی دارند و آزادانه در مدارس دینی به تبلیغ و تدریس دروس مربوط به دانش آموزان کلیمی و یهودی می‌پردازند و حضور انجمن کلیمیان در برخی شهرهای ایران گویای این امر است.

یهودیان در ایران» [Jews of Iran: A Photographic Chronicle]

کتاب «یهودیان در ایران» با بیش از یکصد عکس تمام رنگی، همراه با حاشیه نویسی بسیار و با مقدمه‌ای که توسط مورخ لیور بی‌استرنفلد [Lior B. Sternfeld] نوشته شده است، دیدگاه غربی ها را نسبت به این جامعه مذهبی زیر سؤال می‌برد.

حسن سربخشیان

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...