«موسیقی زنان ایرانی؛ از دوران باستان تا پایان دوره پهلوی» نوشته باله نایان توسط انتشارات آرماتان در فرانسه منتشر شد.

موسیقی زنان ایرانی؛ از دوران باستان تا پایان دوره پهلوی باله نایان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات آرماتان در فرانسه کتاب «موسیقی زنان ایرانی؛ از دوران باستان تا پایان دوره پهلوی» نوشته باله نایان را در ۲۱۲ صفحه در قطع وزیری در دو فرمت کاغذی و دیجیتال عرضه کرد.

این کتاب به معرفی ابعاد ناشناخته‌ای از موسیقی ایران اختصاص دارد. نویسنده معتقد است که در طول تاریخ هنر ایران و در منابعی که درباره هنر در ادوار تاریخی نوشته شده، به زنان موسیقی‌دان و موسیقی‌شناس کمتر پرداخته شده و منابعی که به معرفی این دست از هنرمندان پرداخته‌اند، بسیار نادرند.

با این وجود علیرغم وجود فشارهای سیاسی و اجتماعی در ادوار گوناگون از دوران باستان تا به امروز، زنان هرگز صحنه موسیقایی ایران را ترک نکردند. نویسنده در این کتاب تلاش کرده تا با غور در تاریخ به بازسازی و معرفی و شرح استعداد زنان موسیقیدان ایران بپردازد و نقش اساسی آنها در پیشرفت این صنعت در ایران را واکاوی کند. به باور نویسنده بانوان موسیقیدان ایران نقش مهمی در پیشرفت این هنر داشته‌اند و کتاب ادای احترامی به این هنرمندان گمنام در طول تاریخ است.

................ هر روز با کتاب ...............

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...