«سفرنامه‌ ناصر خسرو بر پایه‌ کهن‌ترین نسخه موجود در کتابخانه لکهنو» به کوشش محمدرضا توکلی صابری توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

سفرنامه‌ ناصر خسرو بر پایه‌ کهن‌ترین نسخه موجود در کتابخانه لکهنومحمدرضا توکلی صابری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، این نسخه از «سفرنامه‌ی ناصر خسرو» در ۱۰۰۰ نسخه و با جلد سخت (گالینگور) در ۵۹۲ صفحه و با بهای ۸۰ هزار تومان توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

تاکنون مصححان و انتشارات مختلفی اقدام به چاپ سفرنامه ناصر خسرو کرده‌اند اما ویژگی‌های منحصر به فردی در این نسخه وجود دارد که آن را از سایر چاپ‌ها متمایز می‌کند. نخست اینکه منبع این چاپ از سفرنامه‌ی ناصر خسرو، یعنی نسخه لکهنو، «۲۸۸ سال قدیمی‌تر از نسخه‌ی مورد استفاده شارل شفر (نسخه پاریس) و منبع همه سفرنامه‌های موجود است.»

دوم اینکه مصحح این اثر مسیر سفر ناصر خسرو را رفته و از کشورها، شهرها، روستاها، دروازه‌ها، بازارها، مسجدها، کلیساها، آرامگاه‌ها، چشمه‌ها، نیل‌سنج‌ها، آبشارها، دژها، قلعه‌ها، مزارها و گورستان‌هایی که در سفرنامه سخنی درباره‌ی آنها آمده است بازدید کرده، محل بعضی از شهرها و دیه‌ها را که نامشان عوض شده و یا به اشتباه آن‌ها را نابودشده می‌دانستند، یافته و بعضی عبارات و مجهولات متن سفرنامه را در مورد موقعیت شهرها، مکان‌ها و رویدادها روشن کرده است.

سوم اینکه محمدرضا توکلی صابری به‌جز تصحیح متن اصلی، مقدمه مفصلی درباره‌ی زندگی، تفکر و آثار ناصر خسرو برای این کتاب نوشته و آنها را بر اساس موضوع دسته‌بندی کرده است. چهارم اینکه هر جا واژه‌ای یا عبارتی سخت‌خوان بوده، مصحح آن را اعراب‌گذاری کرده و معنی یا توضیحات لازم را علاوه بر واژه‌نامه در پاورقی هم آورده است. و ویژگی پنجم اینکه این کتاب مصور است و عکس‌ها متناسب با متن، در لابه‌لای صفحات دیده می‌شوند.

بخش دیگری از این اثر که حجم درخور توجهی از کتاب را به خود اختصاص داده، بخش «نام‌ها و جای‌ها» است که به صورت منسجم و با توضیحات مفصل، به دنبال متن اصلی آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...