نشر تاریخ ایران «مجله استبداد: نشریات ایران در عصر مشروطه» را به کوشش علی قیصری منتشر کرد..

به گزارش مهر، مجله «استبداد» به مدیریت شیخ مهدی قمی (شیخ الممالک) یکی از نشریات طنز در دوران مشروطه خواهی ایرانیان بود که در تهران منتشر می‌شد و عجیب آنکه این نشریه قوی به نسبت سایر نشریات ناشناخته ماند.

پیشگفتار نویسنده برای این کتاب در اصل مقاله مهمی است درباره نشریات طنز در دوران مشروطه و همچنین توضیحاتی درباره تاریخچه نشریه استبداد و تحلیلی درباره ۳۴ شماره از این نشریه. بخش اعظم کتاب نیز انتشار این ۳۴ شماره از نشریه استبداد است که بین سالھای ۱۳۲۵تا ۱۳۲۶ ه.ق (برابر با سال ھای ۱۲۸۶ تا ۱۲۸۷ ه.ش.و ۱۹۰۷ تا ۱۹۰۸ م) در تھران منتشر می‌شد. کتاب همچنین فهرست اعلام خوبی هم دارد که برای بهتر خواندن مخاطبان و همچنین تحقیقات موضوعی روی این نشریه بسیار مفید است.

مجله استبداد را آقا شیخ مھدی قمی، با امضای «شیخ الممالک»، منتشر می‌کرد و خود صاحب آن نیز بود. ادوارد براون از مجله استبداد به عنوان ماھنامه یاد می‌کند و با ارجاع به فھرست اچ. ال. رابینو از مطبوعات فارسی، تعداد شماره‌ھای آن را در کل «۳۱ شماره» قلمداد می کند. در صورتیکه مجله استبداد اغلب به صورت ھفتگی منتشر می‌شد و نویسنده این کتاب یعنی علی قیصری جمعا تا شماره ۳۴ آن را گردآوری کرد. همه شماره‌ها در تهران منتشر شده بودند، نخست در مطبعه شرقی (شماره‌ھای ۱ تا ۱۷) و در ادامه در مطعبه فاروس (شماره‌های ۱۸ تا ۳۳) و سرانجام در مطعبه حبل المتین (شماره ۳۴ و احتمالاً شماره‌ھایی که ممکن است بعدا منتشر شده باشند.)

قطع مجله برای شماره‌ھای ۱ تا ۱۷، ۱۶/۵ در ۲۰/۵ سانتیمتر و برای شماره‌ھای ۱۸ تا ۳۴ قدری کوچکتر و به قطع ۱۰ در ۱۰/۵ سانتیمتر بوده است. نخستین شماره نشریه در ۵ جمادی الثانی ۱۳۲۵ (۱۶ ژوئیه ۱۹۰۷) و شماره ۳۴ در روز شنبه ۲۲ ربیع الاول ۱۳۲۶ (۲۴ آوریل ۱۹۰۸) منتشر شده است.

ادوارد براون همچنین در چند مکتوب به آشنایی اولیه‌اش با شیخ الممالک در تابستان ۱۳۰۵ هجری قمری در کرمان اشاره می‌کند. شیخ نیز بعدها به یاد دوستی قدیمی با براون شماره‌های نشریه را برای او می‌فرستاد. یکی از نخستین اشاره‌ھایی را که به شیخ مھدی قمی شده، می‌توان در خاطرات سفر سال ۱۸۸۸ براون، یعنی در کتاب «یک سال در میان ایرانیان» پیدا کرد. در این اثر براون اغلب از ذکر کامل نام شیخ مھدی خودداری کرده و از او با نام شیخ جلیل القدر قمی یاد می‌کند.

قیصری درباره دوره زمانی انتشار این نشریه نوشته است که: روزنامه صوراسرافیل انتشار خود را در ۱۷ ربیع الثانی ۱۳۲۵ (۳۰ مه ۱۹۰۷) با ستون ھجو و طنز مشھور دھخدا به نام «چرند و پرند» آغاز کرد و مجله استبداد انتشار خود را پیش از معاھده روس و انگلیس در ماه اوت ۱۹۰۷، که به حمایت روس‌ھا از محمدعلی شاه در مخالفتش با مشروطه انجامید، آغاز کرده بود. ھجونامه ترکی- آذری ملانصرالدین، که ناظر به اوضاع ایران نیز بود و به دست خوانندگان ایرانی هم می‌رسید، در هفتم آوریل ۱۹۰۷ در تفلیس آغاز به کار کرده بود.»

قیصری در بخشی از پیشگفتار این کتاب نوشته است: «مجله استبداد در بخش‌ھای آغازینش و در برخی مواقع که خوانندگان را مستقیماً مورد خطاب قرار می‌دھد برای رساندن پیامش از سبک محاوره‌ایی و غیر رسمی استفاده می‌کند. چه در سرمقالات و چه در جاھای دیگر بارھا اشاره شده است که مجله مخصوص گروھی از نخبگان فرھیخته و تحصیلکرده نیست بلکه عموم مردم را در نظر دارد. پیش فرض مھم این است که برای جلب مخاطب عام سبک باید ساده، جذاب و

سرراست باشد و از عبارات پیچیده و استعارات دشوار باید پرھیز گردد. قطعه‌ای که تحت عنوان «ندای طفل مشروطه» در شماره‌ھای ۱۰ و ۱۱ آمده، از چنین سبکی برخوردار است و نیز نمونه خوبی از پیام مشروطه‌خواھانه نشریه است که اینک دیگرآن را به وضوح بیان می‌کند: ای یاران! ای برادران! ای ھم وطنان! من طفلی ھستم چھارده ماھه! اگر مرا نمی‌شناسید بگویم تا بشناسید. پدرم عدالت الدوله و مادرم ایران الملوک است. پدرم در ھر ولایتی که رفت یک زنی گرفت. اول زنی که گرفت در انگلیس گرفت. پدرم مسلمان است و مسلمان می‌تواند زن عیسوی بگیرد. در انگلیس وقتی که پسرش به دنیا آمد بزرگش کردند. او حالا مردی شده محترم و متشخص و مقتدر. ھم او خوب به درد انگلیس‌ھا می‌خورد، ھم انگلیس‌ھا قدر او را می دانند. برادرم با اینکه در انگلیس است باطنا مسلمان است اما تقیه می‌کند.»

علی قیصری، استاد تاریخ در دانشگاه سان دیاگو آمریکاست. عمده کار فکری و پژوهشی او بر جریانات فکری در دوره قاجار و همچنین تاریخ اندیشه در ایران و البته مباحث مربوط به تاریخ و جریان‌های روشنفکری است. او فارغ التحصیل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در رشته علوم سیاسی است. بعدها این نویسنده و پژوهشگر دکترای خود را در رشته تاریخ از دانشگاه آکسفورد اخذ کرد. از جمله تالیفات منتشر شده او در ایران می‌توان به این موارد اشاره کرد: «روشنفکران ایران در قرن بیستم» ترجمه محمد دهقانی، «حرفی از هزاران کاندر عبارت آمد: تبریز و رشت در دوره مشروطیت (خاطرات حاج محمد تقی جورابچی)»، ترجمه مشترک با شادروان حمید عنایت از رساله مشهور امانوئل کانت با عنوان «بنیاد ما بعدالطبیعه اخلاق»، «ماکس شلر و پدیدار شناسی: مجموعه مقالات – گزینش و ترجمه»، «زمان از دیدگاه کانت و چند مقاله دیگر» و... به قلم قیصری همچنین مقالات متعددی نیز به زبان انگلیسی در موضوعات مختلف ایرانشناسی منتشر شده است.

نشر تاریخ ایران «مجله استبداد: نشریات ایران در عصر مشروطه» را با شمارگان هزار نسخه، در ۷۴۴ صفحه و بهای ۷۰ هزار تومان منتشر کرده است.

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...