معرفی یک انسان آرمانی | حیات


نشست نقد و بررسی کتاب «همدم، مادر جبهه‌ها» با حضور کتایون رجبی‌راد(نویسنده)، دکتر اسماعیل امینی(شاعر و منتقد ادبی) و جمعی از اعضای خانواده مرحوم زهرا محمودی(راوی کتاب) در کافه لید برگزار شد.

همدم، مادر جبهه‌ها» با حضور کتایون رجبی‌راد(نویسنده)، دکتر اسماعیل امینی

تلاش کردم قصه‌گویی مادربزرگم را نشان بدهم
در این نشست، کتایون رجبی‌راد گفت: مادربزرگم انگار رسالت خودش می‌دانست که خاطراتش را از جبهه‌ها بگوید تا بنویسیم. چند نفر خاطرات ایشان را جمع‌آوری کردند اما هیچ‌کدام منجر به تولید کتاب نشد و چون خیلی تأکید داشت که خودم هم کتابش را بنویسم، این کار را شروع کردم. البته مدت‌ها دنبال قالب این کتاب بودم و وقتی به این فرم رسیدم، کار را خیلی زود نوشتم. من تصمیم گرفتم جغرافیای کارم ثابت باشد و شخصیت‌ها تغییر کنند. وی افزود: من خیلی از حرف‌هایی که داشتم را ننوشتم و سعی کردم نخ تسبیحم را شکل بدهم و از زندگی مادربزرگم برای مخاطب امروزی الگوسازی کنم. من تلاش داشتم قصه‌گویی مادربزرگم را در کار بیاورم.

به ‌اندازه این پیرزن، اثرگذار باشیم!
مدیر انتشارات نسیما ادامه داد: مرحوم محمودی همیشه نقش اجتماعی‌اش را ایفا می‌کرد و برای موضوع حجاب هم به اندازه خودش اثرگذار بود و من در جلسه اخیری که با مسئولان وزارت ارشاد داشتم، تأکید کردم که اگر شما به اندازه این فرد اثرگذار باشید، کافی است. رجبی‌راد گفت: ما در حوزه کتاب، سوژه‌شناس نداریم؛ باید کتاب‌هایی که به درد معضلات و نیازهای روز جامعه می‌خورد را از بین بقیه آثار جدا کرده و به‌طور ویژه به مخاطبان عرضه کنیم. کتاب «نامه‌هایی به یک بسیجی» اثر استاد میرشکاک با این که سال‌ها پیش نوشته شده اما حرف امروز است تا جوان امروزی بداند بسیجی‌ها چه چیزی می‌خواهند و چه آرمان بلندی را دنبال می‌کنند.

«همدم» در حوزه زبان، موفق است
دکتر اسماعیل امینی نیز در این نشست گفت: ما در حوادث انقلاب و جنگ تحمیلی روایت‌هایی داریم که غالبا آمیخته به اغراض است و همیشه منفی هم نیست. وقتی واقعیت آمیخته به اغراض شد، این پیرایه، واقعیت را تغییر می‌دهد. وی افزود: گاهی حیرت می‌کنم؛ حالا که حتی ۵۰سال هم از انقلاب و دفاع‌مقدس نگذشته، این همه تغییر و تحریف حیرت‌انگیز است، چون ما از نزدیک شاهد ماجرا بوده و هستیم. این کتاب از این نظر ارزشمند است چون خانم رجبی با وسواس این کار را کرده‌اند که هرگز به سمت اسطوره‌سازی حرکت نکنند؛ درحالی‌که معمولا خیلی‌ها دچار این معضل می‌شوند.

فیلمنامه‌ای برگرفته از جریان سیال ذهن مؤلف
وی افزود: ما در این کتاب با قصه‌ای که ساخته و پرداخته مؤلف است اما از واقعیت فاصله نمی‌گیرد و داوری هم ندارد و وقتی می‌خوانید، خودتان داوری می‌کنید، طرفیم.
یکی دیگر از جاذبه‌های این کتاب، حرکت در میان زمان‌های مختلف است که در حالت سیال، جابه‌جا می‌شوند و انگار با فیلمنامه‌ای مواجه هستیم که برگرفته از جریان سیال ذهن مؤلف است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: نویسنده در این کتاب به‌دنبال این نبوده که توانمندی‌های تکنیکی خودش را به رخ ما بکشد و متنش صمیمانه است. زبان هم از مشکلات امروزی ما در کتاب‌هاست چرا که برخی نویسندگان بنا دارند قدرت قلم‌شان را به رخ مخاطبان بکشانند اما در این کتاب با این معضل روبه‌رو نیستیم. البته با زبان شلخته و رسانه‌ای هم روبه‌رو نیستیم و در این کتاب، زبان به‌خوبی به‌کار گرفته شده است.

وی گفت: روایت رسمی معمولا از یک فضای اسطوره‌ای حرف می‌زند اما واقعیت این است که خیلی وقت‌ها متاسفانه آن‌طور که باید، قدر میراث ماندگار آن دوران مثل خانواده شهدا و جانبازان را نمی‌دانیم. امینی در پایان تصریح کرد: این کتاب اگر کاستی‌هایی دارد اما در حوزه زبان، موفق است چون بدون نقاب است. کتاب به موضوعی پرداخته که هیچ نفع مالی در آن نیست و فقط قرار است در فرهنگ ما تغییری ایجاد کند و یک انسان آرمانی را به ما معرفی کند.
در انتهای این نشست، حضار نظر خود را درباره کتاب همدم و شخصیت مرحوم زهرا محمودی بیان کردند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...