موسسه امام موسی صدر دومین چاپ کتاب «یاران موافق: خاطرات آیت‌الله سیدمرتضی مستجابی» اثر حمید قزوینی را منتشر کرد. آیت‌الله مستجابی از چهره‌های نزدیک به فداییان اسلام و دوست نزدیک امام صدر بود.

یاران موافق: خاطرات آیت‌الله سیدمرتضی مستجابی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مؤسسه فرهنگی و تحقیقاتی امام موسی صدر دومین چاپ کتاب «یاران موافق: خاطرات آیت‌الله سید مرتضی مستجابی» تاریخنگار حمید قزوینی را با شمارگان ۷۰۰ نسخه، ۳۸۱ صفحه و بهای ۵۶ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۵ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۲۸ هزار تومان منتشر شده بود.

این کتاب سومین مجلد از مجموعه تاریخ شفاهی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر است که به خاطرات آیت‌الله مستجابی می‌پردازد. این کتاب در بخش مصاحبه با آیت الله مستجابی شامل سرفصل‌هایی چون: تولد؛ خانواده و اولین هجرت؛ خاندان صدر؛ ورود به سلک روحانیت؛ مبارزات سیاسی؛ امام موسی صدر؛ سجادۀ شعر است.

شرح مختصری از زندگینامه افرادی که اسامی آنها در متن کتاب آمده، اسناد و تصاویر، نامه‌های مبادله شده بین امام صدر و آیت‌الله مستجابی و متن سخنان حجت الاسلام والمسلمین عبدالامیر قبلان (سرپرست هیأت اعزامی امام صدر به ایران) از جمله بخش‌های دیگر این کتاب است.

آیت الله سیدمرتضی مستجاب الدعواتی معروف به مستجابی در خانواده‌ای از سادات صدر به سال ۱۳۰۲ شمسی در اصفهان به دنیا آمد. وی پس از تحصیل مقدمات و بخشی از سطح زادگاه خود را ترک گفت و برای ادامه تحصیل ابتدا به تهران و سپس به نجف اشرف رفت. پس از کسب درجه اجتهاد از بزرگان به ایران بازگشت و در تهران ساکن شد و ضمن فعالیت‌های دینی و تبلیغی قدم به عرصه‌های سیاسی در دفاع از حقوق ملت ایران در دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ گذاشت. وی بعدها به توصیه پدر به اصفهان بازگشت. او از دوران جوانی از نزدیک‌ترین یاران و دوستان امام موسی صدر بود.

مهم‌ترین ویژگی این کتاب در شناساندن آیت الله سیدمرتضی مستجابی است. با توجه به اهمیت این چهره مبارز و انقلابی که از خاندان جلیله صدر است، متأسفانه تاکنون پژوهشگران و تاریخ‌نویسان به شخصیت او بی‌اعتنا بوده و در میان ایرانیان ناشناخته است. شاید هنوز بسیاری از ایرانیان نمی‌دانند که آیت‌الله مستجابی یکی از چهره‌های روحانی و سیاسی فعال در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ است.

تاریخ معاصر به روایت آیت‌الله مستجابی

آیت‌الله مستجابی ورزشکار، هنرمند، خوشنویس و شاعری قوی است و می‌توان او را در زمره اهل فتوت نیز به شمار آورد. این روحانی اثرگذار در مدرسه مروی و همچنین نجف اشرف تحصیل کرده و نکات جالبی را درباره آنها ارائه می‌کند. به دلیل آن‌که تحصیلات آیت‌الله مستجابی در نجف در محضر آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی بوده در خاطرات خود به این شخصیت برجسته نیز اشاره‌های جالب و درخور توجهی دارد.

کسانی که دهه ۲۰ و اوایل ۳۰ را درک کردند، آیت‌الله مستجابی را در کنار آیت‌الله کاشانی و فداییان اسلام دیده‌اند. حضور او در تظاهرات و راهپیمائی‌هایی که فداییان اسلام برگزار می‌کردند برجسته بود. ارتباطی که ایشان با عموی خود آیت‌الله العظمی سید صدرالدین صدر و عموزاده خود یعنی امام موسی صدر داشته نیز حائز اهمیت است. رفاقت و صمیمیتی که آیت‌الله مستجابی با امام موسی صدر داشته مثال زدنی بود و روایت این رفاقت در این کتاب به لطافت هرچه تمامتر مطرح شده است.

در کتاب «یاران موافق» مخاطبان با خانواده آیت‌الله مستجابی نیز آشنا می‌شوند. همچنین او اطلاعات ذی‌قیمتی از آیت‌الله سیدرضا صدر نیز ارائه می‌دهند که پیشتر چندان به آنها پرداخته نشده بود. دیگر مطالب مهم مطرح شده در این کتاب تصویرنابی است که آیت‌الله مستجابی از دوران رضا خان و فرهنگ و سنت‌های شهر اصفهان ارائه می‌دهند.

آیت‌الله مستجابی به دلیل آنکه از یاران دیرین و از نزدیک‌ترین افراد به امام موسی صدر در ایام اقامت ایشان در ایران بود، آشنایی کاملی با شخصیت ایشان دارد. بر اساس کلام اوست که ما متوجه می‌شویم امام موسی صدر در ایران نیز به مانند لبنان منشأ اثر بود. آیت‌الله مستجابی همچنین به دلیل سفرهایی که به آلمان و لبنان داشته خاطرات خوبی از امام موسی صدر، به ویژه در هنگام حضور ایشان در برخی مراکز چون کلیساها و نحوه تعامل و سلوک ایشان با غیرمسلمان‌ها در آن کشورها عنوان می‌کند. از جمله ویژگی‌های شخصیتی امام موسی صدر که در این کتاب به خوبی مطرح شده تاکید بر ذوق، شوق، استعداد و فهم سیاسی والای ایشان است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...