کتاب دو جلدی «روزشمار زبان و ادبیات فارسی» نوشته محمدجعفر یاحقی به‌تازگی توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

روزشمار زبان و ادبیات فارسی» نوشته محمدجعفر یاحقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مشهد و همچنین عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی است. او متولد سال ۱۳۲۶ در فردوس است و از سال ۸۱ مدیریت قطب علمی فردوسی‌شناسی و ادبیات خراسان است. ترجمه تاریخ سیسیل در دوره اسلامی، ترجمه تاریخ تفکر اسلامی در هند،‌ بهین نامه باستان شامل خلاصه شاهنامه فردوسی، دیبای خسروانی شامل نسخه کوتاه‌شده تاریخ بیهقی، فرهنگ نام‌آوران خراسان، یادنامه ابوالفضل بیهقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ارج نامه غلامحسین یوسفی، تعدادی از یادنامه‌های چهره‌های ادبیات معاصر و کلاسیک فارسی و ... از جمله آثاری هستند که از یاحقی به چاپ رسیده‌اند.

این‌پژوهشگر ادبیات فارسی درباره چرایی تولید این‌مجموعه می‌گوید تاریخ زبان و ادبیات فارسی از نظر زمان و مکان میدان گسترده ای را شامل می‌شود که رسیدن به گوشه ها وظرایف آن در یک نگاه ممکن نیست. در نتیجه، برای آن‌که بتوان اهم مسائل و رویدادها، چهره‌ها و آثار این‌میدان گسترده را در یک‌نگاه مشاهده کرد و مراحل و دلایل اوج و فرود و نوسانات آن را به آسانی مورد بررسی قرار داد، به دست دادن روزشماری جامع و کامل از اهم‌ وقایع، آثار، افراد و رویدادها نیاز است.

در «روزشمار زبان و ادبیات فارسی» اطلاعات لازم از آغاز پیدایش کتابت تا سال ۱۳۹۰ هجری خورشیدی به ترتیب روز و ماه و سال، گردآوری و تدوین شده‌اند.

این‌مجموعه ۲ جلدی با هزار و ۲۵۵ صفحه و قیمت ۳۸۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...