یعقوب آژند، پژوهشگر و مترجم گفت: کتاب «تحلیلی از تاریخ ایران مدرن» [The history of modern Iran; an interpretation] اوایل دوره قاجار تا سال 1337ه.ش را در برمی‌گیرد، کتابی که وقایع‌نگاری تاریخ نیست بلکه تحلیلی از تاریخ ایران در بازه زمانی است.

تحلیلی از تاریخ ایران مدرن» [The history of modern Iran; an interpretation]  جوزف ام. پتن [Joseph M Upton]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، یعقوب آژند گفت: کتاب «تحلیلی از تاریخ ایران مدرن» نوشته جوزف ام. آپتن [Joseph M Upton] است که سال 59 یا 61 با عنوان «نگرشی در تاریخ ایران مدرن» از سوی نشر نیلوفر منتشر شده بود و حالا پس از سال‌ها با ویرایش جدید از سوی نشر جدید بایگان به شکل زیبایی به چاپ رسیده که مطالب آن علیرغم گذشت سال‌ها هنوز قابل طرح و مطالعه است.

او افزود: وقتی بعد از سال‌ها کتاب «تحلیلی از تاریخ ایران مدرن» را ویراستاری دوباره کردم و عنوان نویسنده را بر آن گذاشتم. درباره مطالب کتاب، اوایل دوره قاجار تا سال 1337ه.ش را در برمی‌گیرد. تقریبا دوره قاجار را پوشش می‌دهد و دوره پهلوی اول و بخشی از زمانه پهلوی دوم. کتاب وقایع‌نگاری تاریخ نیست بلکه تحلیلی از تاریخ ایران در بازه زمانی است که اشاره کردم. آپتن در این تحلیل به جامعه ایران به ویژه دگردیسی آن از دوره قاجار تا نیمی از دوره پهلوی پرداخته است.

این مترجم و پژوهشگر عنوان کرد: جوزف میسن آپتن، باستان‌شناس بود که در کنار افرادی چون والتر هاوزر و چارلز ویلکینسن به ایران می‌آید و در منطقه نیشابور به حفاری در بناهای اسلامی و تزئینات آنها پرداخته و حاصل کار را، که در بردارنده یافته‌های باستان‌شناسی آنهاست، در چندین کتاب می‌گنجاند. آپتن از این حفاری‌ها و یافته‌های باستان‌شناسی در کتاب حفاری‌های ایران در سال 34-1933 گزارشی مفصل تهیه می‌کند.

یعقوب آژند با اشاره به سخنان آپتن در مقدمه کتاب اظهار کرد: هدف در این کتاب ارائه تحلیلی از تاریخ مدرن ایران بر پایه ویژگی‌های اجتماعی آن است که کامیابی سیاست‌های داخلی و خارجی حکومت‌های متناوب را در پی داشته است. استمرار گرایش‌ها و رفتارهای مردم ایران که فشارهای مدام -گرچه با شدت متناوب- در پی داشت، از خصوصیات اصلی تاریخ مدرن ایران است.

او افزود: مولف در این کتاب سعی کرده که به موضوع وحدت مردم ایران بپردازد و مسائلی که مانع از این وحدت و چند دستگی را برشمرد. او عوامل جغرافیایی، ترکیب جمعیت، سنت‌ها، ساختاراجتماعی، مبارزه و مداخله نفوذ خارجی ار مانع از وحدت ملی ایرانیان می‌دانست.

این مترجم بیان کرد: وقتی کتاب در چهار هزار نسخه از سوی نشر نیلوفر چاپ شد بلافاصله به فروش رفت، اما اکنون در 500 نسخه چاپ شده و علی‌رغم افزایش دانشجویان، استادان و پژوهشگران گویی کتاب‌خوانی در جامعه ایران آب رفته است! در حالی‌که به نظرم امروز باید از کتاب «تحلیلی بر تاریخ ایران مدرن» 50 هزار نسخه چاپ می‌شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...