ترجمه‌ای تازه از هاشم آقاجری با عنوان «تاریخ، متن، نظریه» منتشر شد.

«تاریخ، متن، نظریه» [History, theory, text : historians and the linguistic turn] تالیف الیزابت کلارک [Elizabeth A. Clark]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تاریخ، متن، نظریه» [History, theory, text : historians and the linguistic turn] تالیف الیزابت ا. کلارک [Elizabeth A. Clark] با ترجمه سید هاشم آقاجری از سوی نشر مروارید منتشر شد.

کلارک بنا بر آنچه آقاجری در مقدمه این کتاب عنوان کرده است استاد رشته دین و تاریخ در دانشگاه دوک و یکی از محققان برجسته دوره باستان و تاریخ مسیحیت اولیه است و به عنوان یکی از محققان پیشگام در زمینه تاریخ و فرهنگ مسیحی شناخته می‌شود.

این کتاب به گفته مؤلف آن یک بررسی آموزنده، تاریخ محور و کاربر پسند از برخی لحظه‌های مهم تاریخی در مباحثات اواخر قرن نوزدهم و بیستم پیرامون تاریخ، فلسفه و نظریه انتقادی است.

این کتاب با بررسی آرا تاریخی رانکه آغاز می‌شود و مسائل معرفت شناختی در اندیشه و باور وی به بحث کشیده می‌شود و در ادامه به موضوع فلسفه انگلیسی آمریکایی و مورخان وارد شده و اندیشه‌های  پوپر، همپل؛ دانتو و برخی مورخان و فیلسوفان اواخر قرن بیستم انگلستان را واکاوی می‌کند.

در فصل سوم کتاب موضوع زبان و ساختارهای آن اعم از آرای سوسور و کلود لوی با چهار نقد مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه در فصل چهارم موضوع تاریخ‌نگاری فرانسوی را مورد مطالعه قرار می‌دهد

فصل پنجم کتاب درباره سنت انگلیسی زبان روایت در قرن بیستم صحبت می‌کند و در فصل ششم نیز آرا آرتور لاجوی و کالینگ وود و منقدان آنها به بحث گذاشته شده است.

معرفی نظریه پردازان ادبی و متن اعم از دریدا و کادامرر و مکتب زمینه‌گرایی و نقد آن موضوع فصل هفتم این کتاب است و در فصل هشتم نیز مساله مطالعات مسیحی باستان متاخر مورد توجه قرار گرفته است.

این ترجمه را نشر مروارید در ۴۴۰ صفحه با قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...